رويکرد فرهنگي  به

  افت  تحصيلي

ابوالفضل بختیاری 

بهبود آموزش و پرورش را به من بسپاريد، دنيا را  اصلاح

خواهم کرد   (تاتوي)-

به نقل از يمني  1378 ص 12

 


اشاره

آموزش و پژوهش از عوامل اساسي، توسعه و تعالي دولت‌ها و ملت‌هاست. تاکيد حکومت‌ها و ملت‌ها به اين دو مقوله به عنوان ملاک و معيار پيشرفت يا پسرفت کشورها ميزان توجه به آن را مي‌رساند. در دهه‌هاي اخير نظام‌هاي آموزشي به آموزش و پژوهش بيش از پيش توجه کرده‌اند ولي از دغدغه‌هاي سياستگذاران و اقتصاددانان آموزش، بحث اتلاف و افت تحصيلي در آموزش و عدم کاربست در پژوهش است. در اين نوشتار به موضوع افت تحصيلي و ارتقاي كيفيت آن نگاهي خواهيم کرد. افت تحصيلي چيست؟ علل و عوامل آن كدام است؟

افت تحصيلي يکي از نگراني‌هاي مهم خانواده و کارگزاران نظام  آموزشي است؛ شايد بتوان گفت اين يك مسأله جهاني است و در همة نظام‌هاي آموزشي پيشرفت تحصيلي (قبولي) و شکست تحصيلي (تكرار پايه) از دغدغه‌هاي مهم مديران آموزشي است .با گسترش  فناوري‌هاي ارتباطي و اطلاعاتي (ICT) آيا  مسالة افت تحصيلي، باز هم حل ناشده خواهد ماند؟ يا در عصر حاضر به مدد فناوري‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي مي‌توان يادگيري را تسهيل و تسريع کرد؟ و آيا امکان يادگيري و توليد دانش را براي عده بيشتري از افراد از طريق يادگيري بر خط (online) يا الکترونيکي(تعبير از مشايخ و بازرگان) مي‌توان فراهم آورد. آيا به مساله افت تحصيلي و كيفيت هم مثل ساير مسائل مي‌توان بارويکردفرهنگي نگريست؟ آيا مساله افت تحصيلي را مي‌شود با صدور بخشنامه‌اي حل کرد؟! يا "بخشنامه پذير نيست؟ و اگر مديريتش محلي و بومي (غيرمتمرکز) شود، کيفيت‌اش قابل ارتقا است؟ به نظر پژوهشگران تغيير مدارس به منظور حمايت از يادگيري معلمان  مستلزم تغيير فرهنگ مدارس است (استيگلر وهيبرت، ترجمه سرکارآراني1384)، مافرهنگ را به عنوان يک ايده مهم براي فهم اين‌که چرا آموزش اين‌گونه است، چرا درمقابل تغيير و تحول مقاومت مي‌کند بايد مورد توجه قرار دهيم، چنانكه پژوهشگران ديگر هم عامل ضروري  براي بهبود آموزش را تغيير فرهنگ مدرسه مي‌دانند (سرکار آراني،  1384 ، 152).           

اگر ارتقاي كيفيت و بهبود آموزش بايد در مدرسه و کلاس درس انجام شود، آيا کليد آن آموزش و توانمند سازي  منابع انساني درون نظام آموزش است، يا تغيير، و تحول و ارتقاي کيفيت را مي‌توان با افزايش منابع مالي حل کرد! آيا  نوآوري، نوسازي، نوکردن شيوه‌هاي آموزشي و عناصر تربيتي (معلم، دانش‌آموز و برنامه‌درسي) از فرهنگ آموزش سرچشمه مي‌گيرند. لذا آنچه در فرايند ياددهي- يادگيري در کلاس درس اثر مي‌گذارد و بر کاهش افت تحصيلي و افزايش کيفيت آموزش مربوط مي‌شود  فرهنگ آموزش است. از اين منظر و رويکرد فهم  افت تحصيلي و هم  فرهنگي است . "استيگلروهيبرت" در کتاب شکاف آموزشي  (بهترين ايده‌ها ازمعلمان جهان براي بهبود آموزش در کلاس درس) اين‌گونه آورده‌اندکه پژوهشگران به اين نتيجه رسيده‌اندکه آموزش فعاليتي فرهنگي است و تفاوت فراوان روش‌هاي آموزشي در فرهنگ‌هاي مختلف و تفاوت کم آنها از درون فرهنگ‌هاي معيني شگفت‌آور است!، و پيام مهم آن پژوهش در اين جمله خلاصه مي‌شود، آموزش فعاليتي فرهنگي است، ژاپني‌ها درآموزش رياضي به "فهم مساله" همان قدر اهميت مي‌دهندکه به حل آن و درگير کردن دانش‌آموزان با رياضيات مهم‌ترين نقش معلم است(سرکارآراني1384ص6) ، در مصاحبه‌اي که نويسنده با چندين نفر از کارشناسان، اساتيد، صاحبنظران ژاپني و ايراني درخصوص آموزش و بهبودکيفيت آموزشي داشته، و منابعي مورد استفاده قرار گرفته، اكثر آنها به اين نکته اشاره داشته‌اندکه در ژاپن کار گروهي و تيمي مورد تاکيد است (لوئيس ص7 ؛ سرکارآراني، 1379 و 1382 ،‌ موريتا ، 1386 ،شي مي زو، 1386 نقي زاده ، 1386) ولي در فرهنگ آموزشي (ايران) کار فردي مورد توجه است. در ايران به محفوظات و نمره توجه مي‌شود و در ژاپن به ايجاد "شوق يادگيري دردانش‌آموزان" تاکيد مي‌گردد. در ژاپن كيفيت آموزش بالاست ولي افت تحصيلي به معنايي كه در ايران وجود دارد نيست (به ويژه در دوره ابتدايي).

 دكتر كاترين لوئيس (دانشگاه كمبريج) كه 14 سال را صرف مطالعه آموزش و پرورش ژاپن كرده، يكي از عوامل توفيق در آموزش و پرورش ژاپن را "همكاري مطلوب" افراد مطلع و مرتبط دانسته و دستاورهاي عالي نظام آموزشي را به "دوره ابتدايي" نسبت مي‌دهد. و اين هم قابل تأمل است كه نظام آموزشي ما تا چه حد به دوره پيش دبستاني و ابتدائي اهميت و توجه مي‌كند. در حاليكه اغلب صاحبنظران دوره آموزش عمومي را در ژاپن، عامل مهمي در توفيقات ملي اين كشور به حساب مي‌آورند (لوئيس، 1385، 11؛ سركار آراني 1379، 1382، قرباني1384، موريتا1386، رولن و بيورك 1383).

آيا مي‌توان تجربه آموزشي موفق كشوري را در كشور ديگر به كار برد؟ براي مثال تا چه حد تجربه ژاپن در مورد پيشرفت، بهبود كيفيت و تحول در نظام آموزشي ايران مي‌تواند مورد استفاده قرار گيرد؟ آيا در تاريخ آموزش و پرورش مفهوم اقتباس فرهنگي جاي مهمي داشته است. يا همچون متفكراني نظير "سادلر" مفهوم اقتباس فرهنگي يا "استفاده از يك نظام آموزشي در جامعه ديگر" را اشكال گرفته‌اند، چنانچه اموري كه در خارج از مدرسه قرار دارند، از اموري كه در درون آن قرار دارند مهمترند؛ آنها توضيح دهنده و توجيه كننده اين‌ها هستند (كوي، ترجمه يمني، 1375) . افت تحصيلي و كيفيت از اين منظر هم داراي ويژگي خاص فرهنگي است و علل افت تحصيلي بخشي از آن به عمل آموزش و تدريس در درون نظام آموزشي برمي‌گردد و تنها قسمتي از علل افت تحصيلي را عهده‌دار است.

اين نگاه (فرهنگي) سبب شده كه جامعه به صورت مرجعي براي عملكرد مدرسه در آيد، " هر نظام آموزشي به تصويري از منش ملي جامعه مربوط است" (يمني 1375، ص2). و اين نگرش سبب شد پويائي فرهنگ‌ها و تأثيرات بيروني آن از نظر دور نگه داشته نشود و تمام توفيق‌ها و شكست‌هاي آموزش را در تحول نظام‌‌هاي آموزشي دخالت دارند و اين تحولات به خارج از جامعه نيز مربوط مي‌شود.

تعريف افت تحصيلي

منظور از افت تحصيلي كاهش عملكرد تحصيلي و درسي دانش‌آموز از سطحي رضايت‌بخش به سطحي نامطلوب است. توجه به اين تعريف نشان مي‌دهد كه مقايسه و سنجش سطح عملكرد تحصيلي قبلي و فعلي دانش‌آموز بهترين شاخص افت تحصيلي است. افروز (1375) معتقد است زماني مي‌توان از افت تحصيلي (academic drop-out) صحبت كرد كه فاصلة قابل توجهي بين توان و استعداد بالقوه و توان بالفعل فرد در فعاليت‌هاي درسي و پيشرفت تحصيلي مشهود باشد(ص101). گرچه اين تعريف مي‌تواند همة كساني را كه به دنبال شكست‌هاي پي‌در پي تحصيلي از تحصيل عقب مانده‌اند و به اصطلاح، تجديد يا مردودي و شركت در امتحانات مجدد (تجديدي) خلاصه نمي‌شود و مي‌تواند شامل هر دانش‌آموز و دانشجويي شود كه آموخته‌هاي آموزشگاهي او كم‌تر از توان بالقوة او و حد انتظار از اوست. بر اساس اين تعريف، دانش‌آموزان تيزهوش نيز ممكن است دچار افت تحصيلي و كم آموزي باشند(بيابانگرد،1386،10).

كاربرد واژه افت يا اتلاف در آموزش و پرورش از زبان اقتصاددانان گرفته شده است. آن‌ها آموزش را به صنعتي تشبيه مي‌كنند كه بخشي از سرمايه و مواد اوليه‌اي كه بايد به محصول نهايي تبديل شود تلف نموده و نتيجة مطلوب و مورد انتظار را به بار نمي آورد. شايد اين تشبيه چندان خوشايند نباشد و به اصطلاح كوتاهي در تحصيل يا واماندگي از تحصيل مطلوب‌تر باشد، اما اگر از ديدگاه منابع و مخارجي كه جامعه در اختيار نهاد تعليم و تربيت قرار مي‌دهد به آموزش و پرورش بنگريم، بي‌شك آموزش و پرورش يكي از مشاغل اقتصادي جهان است. لذا مي‌توان افت تحصيلي را در اين زمينه به كار برد (امين‌فر، 1365، 8).

به منظور اندازه‌گيري ميزان افت تحصيلي، فرض مي‌شود كه هدف تمام دانش آموزاني كه در يك دورة تحصيلي ثبت نام مي‌نمايند، گذراندن موفقيت‌آميز تمام پايه‌هاي آن دورة تحصيلي، در مدت معين شده مي‌باشد. از اين نظر، تكرار پاية تحصيلي يك دوره يا مردودي و «ترك تحصيل» پيش از پايان دوره، هر دو افت و اتلاف به حساب مي‌آيند.

انواع اُفت

انواع افت را مي‌توان به دو دستة كمّي و كيفي تقسيم كرد. افت كمّي عبارت است از درصدي از دانش‌آموزان يك دورة آموزشي كه به سبب مردود شدن يا ترك تحصيل نتوانسته اند آن دوره را با موفقيت بگذرانند. افت كيفي عبارت است از نارسايي در رسيدن به اهداف تعيين شده و يا عدم تحقق بخشي از اين هدف‌ها. بنابراين تفاوت بين دانش و مهارت فارغ‌التحصيلان يك دورة آموزشي و هدف‌هاي تعيين شده براي اين دوره، افت كيفي را نشان مي‌دهد (بيابانگرد به نقل از نريماني،1371، 14).

براي بررسي علل يك مسئله (مشكل) به ويژه مسائل و مشكلات انساني و اجتماعي تنها نمي‌توان به يك علت بسنده كرد، زيرا پديده‌هاي اجتماعي همانند يك زنجيره با يكديگر پيوند دارند و در به وجود آمدن يك مشكل دخالت دارند. بنابراين براي يافتن علل افت تحصيلي، بايد مسائل گوناگوني را همچون: هوش، انگيزه، هدف، روش مطالعه، اضطراب امتحان، توجه و تمركز، برنامه‌ريزي، عوامل جسماني و روان‌شناختي، روابط معلم و دانش‌آموز، مهارت معلمان، شرايط آموزشي، كتاب‌هاي درسي، تسهيلات مدرسه، شرايط عاطفي و امنيتي خانواده، شرايط اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي خانواده، رابطة اوليا و مربيان و . . . مورد توجه قرار داد (بيابانگرد،1386،15)، تمامي اين عوامل را مي‌توان به سه دستة كلي فردي، آموزشگاهي و اجتماعي و نيز خانوادگي تقسيم نمود. با توجه به اين عوامل و دسته‌‌بندي‌ها، بايد تأكيد نمود  كه آن‌ها را فقط به صورت ذهني و فرضي و روي كاغذ مي‌توان از يك ديگر مجزا نمود؛ در واقعيت گاهي چنان اين عوامل در هم تنيده‌اند و كنش متقابل دارند كه تعيين ميزان نقش و سهم هر كدام به دشواري امكان‌پذير است (بيابانگرد، 1386،15).

مي‌توان گفت مسئله افت تحصيلي در نظام آموزشي اگرچه از منظرهاي ديگر قابل مطالعه ومقايسه است ولي رويكرد فرهنگي به مسائل آموزشي ما را ياري مي‌دهد كه به مسائل آموزشي مثل ساير مسايل نگاه نكنيم.


كتاب‌نامه:

1- ابوالفضل بختياري (مرداد 1386) . «اقدام پژوهي : فرايندي در جهت بهبود حرفه‌اي معلمان».  پژوهشنامه آموزشي : ويژه نامه معلم پژوهنده ، ش 25 : يادداشت  ] سردبير [ . تهران : پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش

2- wastege

3-Academic Drop-out

4- يادگيري بر خطا  [online learning) از دكتر عباس بازرگان و دكتر فريده مشايخ گرفته شده است، براي اطلاع بيشتر نگاه كنيد به كتاب به سوي يادگيري بر خط (الكترونيكي) نوشته بروور و دوژونج و استوت(2001). ترجمه فريده مشايخ و عباس بازرگان. تهران : آگه 1382.

5- اسماعيل بيابانگرد (1386) . روشهاي پيشگيري از افت تحصيلي. تهران : انجمن اوليا و مربيان چاپ پنجم.

6- جيمز استيگلر و جيمز هيبرت (1384) . شكاف آموزشي : بهترين ايده‌ها از معلمان جهان براي بهبود آموزش . ترجمه محمدرضا سركارآراني و ع مقدم . تهران : مدرسه

7- كاترين لوئيس (1386) . آموزش قلب‌ها و انديشه : در مراكز پيش دبستاني و ابتدايي ژاپني‌ها . ترجمه  ح . افشين منش و ش. ايلبيگي طاهر. تهران : ساز و كار

8- لوتان كوي (1375) . آموزش و پرورش تطبيقي . ترجمه محمد يمني . تهران : انتشارات سمت

9- محمدرضا سركارآراني (1379) . آموزش و پرورش ابتدايي در ژاپن . تهران : دفتر همكاريهاي علمي بين‌المللي.

10- محمدرضا سركار آراني (1382) . اصلاحات آموزشي و مدرن سازي : با تاكيد بر مطالعه تطبيقي آموزش و پرورش ايران و ژاپن . تهران : روزنگار

11- پروين احمدي (1370). بررسي علل افت تحصيلي دانش‌آموزان سال دوم دبيرستان‌هاي دخترانة نجف‌آباد:  پايان‌نامة كارشناسي ارشد. تهران: دانشگاه تربيت معلم.

12- مرتضي امين‌فر (1365). افت تحصيلي يا اتلاف در آموزش و پرورش. فصل نامة تعليم و تربيت. سال دوم، ش7و8.

13- هيبت‌ا... بهرام‌زاده (1372). رابطة خانواده و افت تحصيلي در كازرون. پايان‌نامة فوق‌ليسانس. دانشگاه تهران.

14- زهرا كيميايي (1365). بررسي علل افت تحصيلي در دانش‌آموزان دبيرستاني گيلان. پايان‌نامة فوق ليسانس. تهران.

15- آندره لوگال (1380). شكست‌هاي تحصيلي. ترجمة محمدرضا شجاع رضوي. تهران: انتشارات آستان قدس رضوي.

 


1-  پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش