گفته های طلایی - ارسال کننده : دکتر ابوالفضل بختیاری

 

گفته های طلایی

- ارسال کننده : دکتر ابوالفضل بختیاری

کامیون حمل زباله
روزی من سوار یک تاکسی شدیم، و به فرودگاه رفتیم.
ما داشتیم در خط عبوری صحیح رانندگی می کردیم که ناگهان یک ماشین
درست در جلوی ما از جای پارک بیرون پرید. راننده تاکسی ام محکم ترمز گرفت.
ماشین سر خورد، و دقیقاً به فاصله چند سانتیمتر از ماشین دیگر متوقف شد!
راننده ماشین دیگر سرش را ناگهان برگرداند و شروع کرد به ما فریاد زدن. راننده تاکسی ام
فقط لبخند زد و برای آن شخص دست تکان داد.  منظورم این است که او واقعاً دوستانه برخورد
 کرد.
بنابراین پرسیدم: ((چرا شما تنها آن رفتار را کردید؟ آن شخص نزدیک بود ماشین تان را از بین
ببرد و ما را
به بیمارستان بفرستد!)) در آن هنگام بود که راننده تاکسی ام درسی را به من داد که اینک به آن می
 گویم:
((قانون کامیون حمل زباله.)) او توضیح داد که بسیاری از افراد مانند کامیون های حمل زباله
 هستند.
آنها سرشار از ناکامی،  خشم، و ناامیدی ( زباله) در اطراف می گردند. وقتی زباله  در اعماق
 وجودشان
 تلنبار می شود، آنها به جایی احتیاج دارند تا آن را تخلیه کنند و گاهی اوقات روی شما خالی
 میکنند.
به خودتان نگیرید. فقط لبخند بزنید، دست تکان بدهید، برایشان آرزوی خیر بکنید، و بروید.
زباله های آنها را نگیرید و پخش کنید به افراد دیگر ی در سرکار، در منزل، یا توی خیابان ها.
حرف آخر این است که افراد موفق اجازه نمی دهند که کامیون های زباله  روزشان را بگیرند و
 خراب کنند.
زندگی خیلی کوتاه است که صبح با تأسف ها از خواب برخیزید، از این رو..... ((افرادی را که با
 شما خوب رفتار می کنند
دوست داشته باشید. برای آنهایی که رفتار مناسبی ندارند دعا کنید.))
زندگی ده درصد چیزی است که شما می سازید و نود درصد نحوه برداشت شماست.

فرایند خط مشی گذاری عمومی - دکتر ابوالفضل بختیاری

 

 فرایند خط مشی گذاری عمومی

 دکتر ابوالفضل بختیاری

 

خط‌مشی‌‌گذاری رشته نسبتا جدیدی است که پس از طی کردن فراز و نشیب‌های فراوان، در دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی به عنوان رشته‌ای علمی– پژوهشی پذیرفته شده‌است.

علم خط‌مشی‌گذاری با گشودن میدان جدید پژوهشی و آموزشی، عمل دولت‌ها را مورد مطالعه و بررسی قرار می‌دهد و به آنچه دولت‌ها واقعا انجام می‌دهند، می‌پردازد. بنا به ماهیت میان‌رشته‌ای خط‌مشی‌گذاری عمومی، موضوع از دو منظر سیاسی و فنی مورد بررسی قرار گرفته است. به همین جهت متن کتاب به نحوی نگارش شده است که برای دانشجویان علوم سیاسی و مدیریت دولتی به طور مشترک قابل استفاده باشد.

این کتاب کوشیده است اهمیت ونقش خط‌مشی‌گذاری عمومی را مورد بررسی قرار دهد و نسبت آن را با علوم سیاسی و مدیریت دولتی روشن نماید. در این میان، چگونگي شناسايي و تحليل مسائل و مشكلات عمومي، رابطه و مراوده حاكميت با مردم و رفتار بازیگران عرصه خط‌مشی‌گذاری از جمله دولت، نماييندگان، احزاب ، گروهها و افراد دينفع وذينفوذ و نقش آن‌ها مورد تحلیل قرار گرفته است و در هر مرحله از فرآیند خط‌مشی‌گذاری بر نقش و جایگاه بازیگران تاکیدشده است.

 اين كتاب شامل ده فصل است كه در 366 صفحه در قطع وزيري توسط انتشارات دانشگاه آزاد اسلامي –واحد علوم و تحقيقات تهران انتشار يافته است . كليات و مفاهيم، مسئله‌يابي عمومي، تجزيه و تحليل مسائل عمومي، دستور‌كار،  شكل گيري خط مشي، اجرا، ارزيابي، تغيير و خاتمه خط‌مشي و چالش‌هاي خط‌مشي‌گذاري عناوين فصول دهگانه اين اثر مي‌باشند.

======================

  منبع:

  کرم اله دانش فرد(۱۳۸۷).فرایند خط مشی گذاری عمومی.تهران :دانشگاه آزاد اسلامی-واحد علوم وتحقیقات

راهکارهاي ايجاد انگيزه در معلمين  -  دکتر ابوالفضل بختیاری و نسرین عوض زاده

 

مقدمه ای  به

 انگیزش  در معلمین

 

يكي از كاركرهاي پيچيده و نهان آموزش و پرورش مبحث انگيزش است .
گرچه اطلاعات ما دربارة انگيزش كه داريم اصولاً توصيفي  است . ولي از روي كاركردها و رفتارهاي بعد از يادگيري ما پي به انگيزش در افراد برده ايم .
انگيزش مبحثي بسيار وسيع است كه حوزه هاي علايق ، كنجكاوي ، سائق ها ، نيازها ، رغبت ها و حتي حيطه عاطفي را در بر مي گيرد . اصولاً آنچه مهم است ، اينست كه وجود داشته اند شرايط مساوي در آموزش و آموخته هاي عده اي كمتر از عده اي ديگر بوده است . آنچه مسلم است اين وجود انگيزه هاي متفاوت بوده كه باعث شده حركت بسوي دستيابي به هدفها سريعتر بشود  .
گرچه عامل وراثت و محيط يا هوش و غني سازي محيط آموزشي و بهبود روشهاي تدريس تا اندازه ي زيادي در بهبود وضع آموزشي تأثير دارد ، ولي قلب آموزش و پرورش انگيزش است
و تا انگيزه نباشد هيچ كس هيچ چيزي را ياد نخواهد گرفت . انگيزش حالتي كلي تمايل به پيشرفت تحصيلي است و انگيزه در حالت اختصاصي نسبت به درس خاص مي باشد .
امروز بايد با نگاهي عميق تر و با توجه به افقهاي جديد روانشناسي علايق و خواسته هاي دانش آموزان براي معلم بهتر شناخته شده است . امروز مي دانيم هر روش تدريس تا چه اندازه در پيشبرد هدفهاي ما مؤثر خواهد بود چه مزايايي داشته و چگونه مي توانيم به غني سازي تجارب كمك كنيم . معايب هر روش را مي دانيم ، محاسن آنها را نيز مي دانيم و هيچ راهي براي كاستي نبايد وجود داشته باشد .
دادن موضوعات درس با زندگي روزمره و تجارب گذشته بخش مهمي از تحريك حسن كنجكاوي و سوق دادن علايق و ايجاد تجربيات غني و ناب است .
فعاليتهاي مكمل و فوق برنامه و تشويق به يادگيري اكتشافي و روشهاي تدريس نمايشي و ايفاي نقش ، الگوهاي حل مسأله باعث مي شود . دانش آموزان محور فعاليتهاي آموزش قرار گرفته و براي يادگيري رغبت ، انگيزه و كنجكاوي لازم را پيدا كنند .
آموزش و پرورش هزاره سوم متفاوت از آموزش و پرورش دوران گذشته است .
تغييرات شگرف علوم رفتاري و كشف افقهاي جديد كه نظريات فراشناختي ، خودپندار (           )
و تقويت اعتماد به نفس در دانش آموز از اهم اولويتها آموزش و پرورش مي باشد .
نمي توان به دانش آموزان بدون دادن قوت قلب و هدفهاي در سطح متوسط و تقويت حس موفقيت در آنها انتظار داشت به هدفهاي بزرگ و والا نايل آيند . بايد هدفها در سطح پيچيدگي متوسط و با ارتباط با مسايل روزمره زندگي و با توجه به علايق كودكي در دبستان با قصه ، داستان نمايش شعرهاي كودكانه ( ادبيات كودك ) و دوران راهنمايي با توجه به روان شناسي بلوغ و رشد شناختي علايق آنها,  را هدايت كرد و آنان را افرادي كنجكاو و پژوهشگر بار آورد .
عدم توجه به (( خودپنداره )) يكي از ضعفهاي امروز تعليم و تربيت است .
دانش آموزي كه تاكنون طعم موفقيت و صلاحيت خود را نچشيد و باور ندارند نمي توانند اعتماد به نفس لازم براي پيشرفت و تغيير را كسب كنند . بايد براي آنها شرايطي را مهيا كنيم تا باور كنند كه (( مي توانند )) و برنامه ريزي آموزش هم يعني فراهم آوردن فرصتهاي آموزشي براي يادگيري نه انتقال دادن مطلب و يا ايجاد يادگيري طوطي وار با تكرار و تمرين .
آنچه مهم است يادگيري براي يادگيري است ، يعني يادگرفتن راه چگونه و اين راه مهمترين انگيزة كسب دانش ــ تحقيق و پژوهش مي دانم . و انگيزه ديگري كه در پي آن كتابهاي جديد التأليف بخوانيم و بنويسيم در دوره ابتدايي تفسير كرد ، يادگيري براي باهم زيستن است ، يادگيري مشاركتي و يادگيري با هم در قالب (1) ـ طرح تدريس اعضاي تيم  (2) ـ طرح كارآيي اعضاي تيم  (3) ـ طرح قضاوت عملكرد .
فعاليتهاي گروهي داخل كلاس و خارج كلاس و تغيير طرز نشستن در كلاسها ( نشستن به صورت گروه 3 و4 نفره ) يادگيري را بسيار جذاب تر و شيرين تر مي كند ، چون از استعدادهاي خود و ديگران بهره مي گيرند و خود را در گروه شكوفا مي كنند و نيز مي آموزند براي زندگي آينده نيازمند به كمك و ياري به هم ديگر هستند .


       ((انگيزش)) :                          در فرصتهاي يادگيري بعد از عوامل محيطي و وراثت مهمترين دليل تفاوت در عملكرد يادگيري به عامل انگيزش ( حالتي كلي ) و انگيزه ( نيروي اختصاصي ) مربوط مي شود . انگيزش به اين خاطر جزء مباحث مديريت ، روانشناسي تربيتي ـ روانشناسي اجتماعي و … آورده شده كه قابليت دارد تا با فراهم كردن عوامل انگيزشي ميزان يادگيري افزايش يابد در صورتي كه عوامل وراثت را نمي توان افزايش داد يا شرايط محيط تا حدودي امكان بهبودي دارد و بيشتر از آن مقدور و ممكن نمي باشد . ولي با افزايش انگيزش مي توان سطوح نيازهاي مزلورا پشت سر گذاشت و به خود شكوفايي رسيد . نظري
ه مزلو كه از بنيادي ترين نظريات انگيزش است اشاره مي كند به نيازهاي كه طبق هرم از پايين به بالا از نيازهاي فيزيولوژيكي ــ احساس امنيت ــ تعلق خاطر ــ محبت ــ احترام به نفس و خودشكوفايي است و مي گويد اين جدول سلسله مراتب الگويي نوعي است و در اكثر انسانها عموميت دارد . بعنوان مثال دانش آموزاني كه به دليل اقتصادي يا فرهنگي از گرسنگي و سوء تغذيه رنج مي برند در فعاليتهاي كلاسي و عملكردهاي يادگيري به طور محسوسي داراي عملكرد پايين تر هستند يا تحقيقات نشان مي دهد كه كودكاني كه در خانواده با پدر مشكل دارند با معلم خود مشكل پيدا مي كنند ، و دانش آموزاني كه مورد ?
?أييد اعضاي گروه قرار نمي گيرند نمي تواند خلاقيتهاي خود را به نحوه احسن بروز دهند .
ضرورت توجه به انگيزش از آنجا ناشي مي شود كه رابطه اي وثيق با اداره و تفكر مستقل داشته و از سوي ديگر با ذات ، منش و شخصيت افراد مربوط بوده و مسأله اي انتزاعي مي باشد .
تا آن حد كه در مباحث روان شناسي (( انگيزش و هيجان )) را با هم مي آورد ، چون براستي معلوم نيست چه عوامل ناخودگاهي يك رفتار را بوجود مي آورند.
براي اندازه گيري انگيزش از آزمونهاي اندريافت (      T AT    ) استفاده مي كنند و نگرش هاي مثبت و منفي از پديده را مورد بررسي قرار مي دهند هرچند نگرش به اندازه انگيزش داراي شرايط لازم براي انجام فعاليت نمي باشد ولي سهم عمده اي از انگيزش را در بر مي گيرد . كه لزوم توجه به حيطه عاطفي را بايد معلمان مورد توجه قرار دهند تا بتوانند با ايجاد باورها و نگرش مثبت عاطفه مربوط به درس عاطفه مربوط به آموزشگاه و عاطفه مربوط به تحصيل و پيشرفت را در يادگيرندگان تقويت كنند .

طبق نظريه مزلو معمولاً بايد مراحل پايين ارضاء شوند ، اما در تعليم و تربيت اسلامي و در اصل فعاليتهاي معطوف به اراده انسان مي تواند با اراده و زير پا گذاشتن هواي نفساني و تأكيد بر عزم راسخ و پشتكار و تلاش بي وقفه برناملايمات و شرايط نامساعد غلبه كند ، كه در افراد داراي نيروي ارده قوي و شخصيتهاي ( كرازماتيك :                ) جاذبه شخصيت ـ ( اقتداي فرمند در مبحث مديريت و رهبري ) بارها ديده شده مانند مهاتما گاندي رهبرفقيد هند سالها در زندان و رنج بسر برد و ……
از آنجا كه انگيزش از مجموعه باورها و نگرشهاي خانواده و جامعه نيست به تحصيل و پيشرفت در علم بوجود مي آيد و مهمترين عامل انگيزش مي باشد ، لذا پيشرفت تحصيلي دانش آموزان در خانواده هاي داراي فرهنگ غني و داراي نگرشهاي مثبت همانطور كه تحقيقات هم نشان داده بيشتر خواهد بود .
بعد از تمام اين مسايل كه انگيزش را ناشي از نيازهاي اساسي فرد ـ نيازهاي اجتماعي ـ شرايط محيط و فرهنگ روابط عاطفي ـ مناسبات اجتماعي مي داند ، براي افزايش انگيزش معلمان و دانش آموز چه راهكارهاي وجود دارد . يكي از مسايلي كه تاكنون مورد غفلت قرار گرفته رابط بين انگيزش معلم و انگيزش دانش آموزان است . معلم با انگيزه دانش آموز را با انگيزه مي كند و دانش آموزان با انگيزه مي توانند انگيزه معلم را افزايش دهند . عوامل مشترك در انگيزه معلم و دانش آموز مانند تنوع روشهاي تدريس و مانند روشهاي ايفاي نقش بحث و گفتگو ــ روش اكتشافي ــ مطالعه با يكديگر ــ يادگيري باهم و س
اير فعاليتهاي مكمل و فوق برنامه باعث ظهور و بروز خلاقيتها و علاقه بيشتر معلمين به مهارتهاي حرفه اي شده و از سوي ديگر محيط يادگيري را از حالت خسته و بي روح اجباري خارج مي كند و راههاي متعددي براي يادگيري گشوده مي شود .
به اين ترتيب دانش آموز محور فعاليتهاي يادگيري قرار گرفته و يادگيري از حالت ايستا به حالت فعال و پويا تبديل مي شود و نقش معلم به فراهم آوردنده فرصت آموزشي ارتقاء مي يابد . و يادگيري براي يادگيري ــ يادگيري براي زيستن ــ يادگيري براي باهم زيستن تحقق مي يابد .

(( افزايش انگيزش و روشهاي تدريس ))

اصلاح و بهبود روشهاي تدريس و ارزشيابي مداوم و مستمر از اهداف يادگيري با امتحانات رسمي ، غير رسمي ــ ايجاد شرايط براي بروز عملكرد ، ضمن آنكه براي يادگيرندگان ايجاد انگيزه بيشتر مي كند . معلم را از نحوه اثر بخشي برنامه ها و فرصتهاي يادگيري آگاه مي كند . بديهي است كه بايد روشهاي تدريس را كه ناكارآمد يا داراي تأثير كمتر است را بايد حذف نمود .
تنوع در روشهاي تدريس و ايجاد فرصتهاي متفاوت يادگيري فردي ، گروهي ــ داخل كلاس ــ خارج كلاس توجه به فعاليتهاي مكمل و فوق برنامه ، روشهاي تدريس دانش آموز محور ، محيطهاي آموزش غني ، محركهاي قوي و مناسب ، توجه به عملكرد هاي حيطه عاطفي و رواني حركتي باعث مي شود يادگيري از حالت ايستا خارج شود و پويايي ، نشاط و سرزندگي در محيط آموزش بوجود  آورد ، خلاقيتها و استعدادها ي افراد در امور مختلف شكوفا و تفاوتهاي فردي نمايان شده و اينجا است كه به هدف يادگيري براي باهم زيستن مي رسند . و اين وحدت باعث ايجاد انگيزه براي كار گروهي بهتر و كار گروهي بهتر پذيرش بيشتر از سوي
اعضاي گروهي مي شود ( نظريه مزلو مرحله تعلق و پذيرش ) و يادگيري عميق تر و معني دار مي شود . روشهاي تدريس اكتشافي ــ بحث گروهي ــ پرسش و پاسخ ــ نمايش ــ ايفاي نقش ــ بارش مغزي باعث جلب توجه بيشتر ــ مشاركت بيشتر و يادگيري بهتر مي شود .
الزامي است كه معلمان با تنوع بخشي به فعاليتهاي آموزشي و بر اساس خود ارزشيابي عملكردهاي خود را مورد نقد و بررسي قرار داده و با تغيير به موقع فعاليتها و رعايت محدوده زماني براي فعاليتها از خستگي و بي نظمي در كلاس جلوگيري مي كنند . بكارگيري روشهاي خلاق و متنوع ميسر نمي شود ، مگر با استفاده صحيح معلمان از اوقات فراغت چون وقت آزاد معلم فرصتي است براي ظهور خلاقيتها ي معلمان است .

(( انگيزه و رغبت در حيطه عاطفي ))

از دانشگاه و مراكز آموزش عالي تا مدارس بسيار ديده مي شود كه استادان مربيان و معلمان كوشيده اند كه با ساده سازي ــ خلاصه سازي حذف فصولي از كتاب ، تأكيد بر قسمتهاي از درس با پنداره خود نقش انتقال مطلب و فراگيري هدفها را آسان كنند در صورتي كه نتيجه با پيش فرضهاي آنها جوردرنيامده و در نهايت دانش آموزان و دانشجويان به تكرار و حفظ كردن ، اكثريت مطالب مي پردازند و نسبت به رشته تحصيلي خود بي علاقه و بي تفاوت هستند . علت چيست ؟ جواب اين سئوال را بايد در حيطه عاطفي جستجو كرد ، زماني كه يك دانشجو يا دانش آموز بدون اين كه نداند براي چه هدفي و با چه كاربردي و چگونه ب?
?يد شاخه علمي در پيشرفت و تحول دانش و خدمت به جامعه استفاده كند و درباره ضرورت و اهميت رشته علمي خود فكر نكرده و باور و نگرش قوي برتوانايي خود و فايده رشته تحصيلي خود و جايگاهش در جامعه نداند . و فقط به انگيزه كسب مدرك تحصيلي دانشگاهي وارد يك رشته تحصيلي دانشگاهي يا دبيرستان مي شود . و مدرسين و معلم و استادان نيز با خلاصه كردن مطالب و تقسيم بندي به نكات مهم و غير مهم يادگيرنده را به حالت انفعالي و انتقال گيرنده صرف تبديل مي كنند . شخصي كه انگيزه اي براي امتحان دادن و يادگرفتن ندارد و ضرورت ها را نمي شناسد چگونه مي تواند فردي پويا و خلاق باشد .
اين جا است كه فرافكني شروع شده و با بي اهميت و ناكارآمد خواندن رشته تحصيلي خود به جبران ضعف علمي و ركورد و سكون مي پردازد .
تأكيد بر حيطه شناختي و آزمونهاي كتبي و گاهاً عملي در سطح حيطه دانش و بعضي درك و فهم و كمبود سئوالات در طبقه كاربرد ، و طبقه تركيب باعث مي شود انگيزه در سطح طبقات حيطه شناختي محدود باشد چون ضرورتي براي طبقات بالا وجود دارد .
توجه كمتر به حيطه رواني حركتي باعث ميشود خستگي و سكون حاكم شده و فضاي نشاط از بين برود ، توجه خيلي كمتر به حيطه عاطفي باعث مي شود ، روحيه پژوهش پرستگري و توليد علم از بين برود .

(( انگيزه و تعيين تكاليف ))
روشهاي تداعي گرايي حفظ مطالب تكرار و تمرين ، تقويت خارجي براي برنامه هاي كه هدف انتقال و يادگيري مفهوم ، فعاليت يا مهارت مورد نظر باشد مفيد است ، اما بايد زمينه را براي رشد و شكوفايي استعدادها فراهم كرد ، لذا حداكثر بهره برداري از منابع محلي و در دسترس و امكانات موحود براي پاسخگويي به نيازهاي شناختي ، كنجكاوي ، حل مسأله براي پرورش فصل خلاق ضروري است . معلم مي تواند با دادن تكاليف گروهي و فردي متناسب با توانايي و تفاوتهاي فردي در داخل كلاس و خارج كلاس ضمن ايجاد يك يادگيري مؤثر و پايداري توأم با مشاركت انگيزه را براي زندگي مسالمت آميز و كار گروهي فراهم
مي كند .
عضويت در گروه مستلزم دارا بودن صلاحيت و مهارت است و افراد با توانايي متفاوت هماهنگ با هم در جهت رسيدن به هدف گروهي احساس مسئوليت مي كند و سعي و كوشش را به حداكثر مي رسانند تا مورد پذيرش گروه قرار گيرند .
بايد در تأليف پرسشهاي و اگر مطرح شود تا زمينه گروهي و پذيرش نظرات مخالف بوجود آيد ، در پايان با سنجش عقايد با معيارهاي و استانداردها قضاوت و ارزشگذاري صحيح و كامل انجام شود .
با آموزش برنامه اي مطالب درس به مراحل كوچك تقسيم شود و يادگيرنده از طريق يادگيري اين مراحل مطالب پيچيده قلم را مي آموزد و از اصول شكل دهي و زنجيره سازي رفتار استفاده مي شود .
استفاده از برنامه هاي رايانه اي براساس طرح اسكينر و ماشينهاي آموزشي كه خستگي ناپذير و بدون دلسردي به پاسخها صحيح تقويت مي دهد و پاسخها غلط را با تمرينات جبراني هدايت كرده و از شاخه هاي فرعي به شاخه اصلي بر مي گردد ، انگيزه هاي خوبي براي يادگيري بوجود مي آورد .
در تكاليف بايد حد پيچيدگي متوسط را به كار برد ، تحقيقات نشان مي دهد دانش آموزان نسبت به مطالبي كه قبلاً در زندگي آنها وجود داشته و تجربه كرده اند و محتواي در حد پيچيدگي متوسط نه خيلي ساده و نه خيلي مشكل بيشترين و بالاترين كنجكاوي را دارند . سپس همواره بايد به طراحي اين فرصتها چه در كلاس و ضمن تدريس و در خارج كلاس فردي و گروهي توجه داشته اند .

(( انگيختگي ))
عبارت از حالت هوشياري يا خود آگاهي همراه با جلب توجه كه در آن حالت محركهاي اضافي را از بين برده و مانند سطح دوم حيطه عاطفي ( پاسخ باميل و رغبت ) و سطح سوم ( نگرش و باور ) به پاسخ دادن يا عملكردهاي يادگيري مي پردازد بعنوان مثال دانش آموز براي انجام يك فعاليت منبع سروصداي اضافي را قطع مي كند .
تلوزيون را خاموش كرده و با دقت به انجام يك فعاليت مي پردازد .
در اينجاست كه معلم مي تواند با ارائه تقويت كننده از قبيل تشويق كلامي ، پاداش و …ضمن تثبيت يادگيري انگيزه لازم را براي ادامه فعاليت در آينده فراهم نمايد و دانش آموز در نگرشها و باورهاي خودسازماندهي كرده و يك ارزش را درك مي كند ( سطح چهارم حيطه عاطفي ) پس در طي چند سال احترام به معلم و برنامه ريزي براي انجام تكاليف يادگيري و آمادگي كلي جهت انجام دستورات معلم و فعاليتهاي علمي داخل كلاس و خارج كلاس تحقيق جمع آوري اطلاعات مطالعه آزاد بوجود مي آيد ( آمايه كلي ) سطح پنجم حيطه برسد . برانگيختگي مهمترين نشانه رسيدن به اهداف حيطه عاطفي است .
طبق مدل انگيزش پورتر و لاولر و تحقيقات انجام شده اگر پاداشهاي مناسب به عملكرد افراد داده شود ، عملكرد و رضايت در ارتباط محكمتري قرار مي گيرد ، ضرورت دارد كه معلم با بررسي دقيق تكاليف و تأكيد و تشويق نقاط قوت تقويت كننده كلامي ، نوشتاري ( مانند : خوب است ، عالي است ، مرحبا و… ) مهرهاي صدآفرين ، هزارآفرين ، ژتون و …)
ضمن تشويق و تقويت اعتماد به نفس و جلب رضايت دانش آموز تقدير و تشكر ضمني خود را از دانش آموز ابراز كند .

(( راهكارهاي ايجاد انگيزه در معلمين ))
بزرگترين مشكل در نظام آموزش و پرورش عدم كاربرد اصول روانشناسي در كلاس هاي درس مي باشد به همان دليل عدم رغبت و عدم توجه به خواسته ها و نگرشهاي معلمان و كارورزان دروس روانشناسي ، روشها و فنون تدريس ، فلسفه آموزش و پرورش ، جامعه شناسي ، اقتصاد و متون تخصصي را به صرف دروس دانشگاهي بودن و اخذ صلاحيت مي گذرانند و به كار آمدي و اهميت و اولويت آنها توجه نداشته و در ميدان عمل تجربيات خود را مهمترين راهبرد علمي مي نامند .
معلمي كه نمي داند بايد روانشناسي رشد كودكي و نوجواني را بگذراند تا به علل رفتار كودك و نوجواني پي ببرد . يا نمي داند كه هرروز از فلسفه استفاده مي كند و جهت گيري دانش آموز محور ، تجربه نگر ، پراگماتيست ، پيشرفتگرائي ، بنيادگرائي را به كار مي بندد ، و اين تغيير سبكها از فلسفه گرفته شد و اصولاً هر نوع جامعيت . تمعق ، انعطاف پذيري در تعليم و تربيت نوعي تفكر فلسفي است ، نمي داند اصول يادگيري آفريدن است ، يادگيري رشد و تكامل است ، يادگيري زندگي كردن و پيش رفتن است و اصولي دارد ، اصل تجانس و تناسب ، ميان هدفها ، فعاليتها و ارزشيابي اصل سازمان و وضوح سازماندهي ا?
?لاعات ، اصل تنوع در نيازها ، شيوه ها ، رغبت ، استعدادها و ترجيحات اصل پردازش فعال كسب اطلاعات معنا دار و ارتباط با زندگي روزمره ، يادگيري مبتني بر تجربه : آنچه شخص خود عمل كند ياد مي گيرد . اصل تفكر در سطوح عالي تركيب ، ارزشيابي ، تجزيه و تحليل ، آفريدن براي رسيدن شكوفايي بايد از طريق نيازها ، سائق ها ، كنجكاوي ، رغبت و علاقه وارد شد ، دانستن اين نكته مهم است كه بدانيم انگيزش قلب آموزش و پرورش است ، بدون شك معلم پرتلاش و دلسوز در اين برهه از زمان بسياري از اين فنون مهارتها را به كار مي برند .
ولي نيازها و پيچيدگي هاي امروز خيلي بيشتر است بايد با نگاهي اصولي به جامعه شناسي ، اقتصاد ، سياست ، فرهنگ و درك اين نكته كه سيمسپون از برنامه ريزان درسي گفته كه سياسي بودن برنامه درسي وقتي معلم مي شود كه بخواهيم در مدرسه اجرا كنيم و روابط و مناسب و اثر متقابل فرد و اجتماع ناگزير از انتخاب اين استراتژي هستيم كه جهاني بينديشيم ، منطقي عمل كنيم ، پس لازم بوده و هست كه تعليم و تربيت كشورهاي ديگر بدانيم و از بزرگ پرتاب اولين ماهواره ( اسپوتينك در 1957 ) و علت نامگذاري دهه 1970 در غرب به عنوان تغيير و تحول اساسي در برنامه ريزي آموزشي و درسي و بدانيم كه بايد تسلط ب
ه متون تخصصي و تكنولوژي اطلاعات داشته باشيم تا در پرتو تلاشهاي جهاني كشوري برتر بسازيم و فراموش نكنيم كه اين هنر معلمين است كه بتوانند با انتخلب راهبرد مناسب كه شرايط ، امكانات ، منابع و محدوديتها را در نظر گرفته و با مراجعه بيشتر به منابع و مأخذ و افزايش كاربرد روشهاي و متون متنوع مقدمات پرورش نسل خلاق و پژوهشگر را بيشتر فراهم آورند .

(( منابع ))

  ـ يادداشتهايي درباره نظريه هاي انگيزش در آموزش و پرورش . اكبر شعاري نژاد ـ چاپ اول 1378 .

 2 ـ روان شناسي تربيتي  .محمد پارسا ـ انتشارات سخن ـ جلد اول بهار 1374.

3 ـ انگيزش در آموزش و پرورش   ( ساموئل بال ـ ترجمه سيدعلي اصغر مسدد ـ انتشارات دانشگاه شيراز ـ چاپ اول 1373

4 ـ روانشناسي پرورشي  . علي اكبر سيف ـ انتشارات آگاه ـ چاپ نهم پاييز

 

------------

ttp://www.khedu.ir/article/ViewArticle.asp?id=439&catname=%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%20%D9%88%20%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA&ActiveStateCode=13

گوهر های دانایی - درس هایی از کودکان -ارسال کننده دکتر ابوالفضل بختیاری و نسرین عوض زاده

 

 گوهر های دانایی

 - درس هایی از کودکان

ارسال کننده: دکتر ابوالفضل بختیاری و نسرین عوض زاده

 

 

My Wife Navaz Called,

'How Long Will You Be With That Newspaper?

Will U Come Here And Make UR Darling Daughter Eat Her Food?

همسرم نواز با صدای بلند گفت، تا کی می خوای سرتو توی اون روزنامه فرو کنی؟ میشه بیای و به دختر جونت بگی غذاشو بخوره؟

 

Farnoosh Tossed The Paper Away And Rushed To The Scene.

 

شوهر روزنامه رو به کناری انداخت و بسوی آنها رفت

 

My Only Daughter, Ava Looked Frightened; Tears Were Welling Up In Her Eyes.

 

تنها دخترم آوا بنظر وحشت زده می آمد. اشک در چشمهایش پر شده بود

In Front Of Her Was A Bowl Filled To its Brim With Curd Rice.

 

ظرفی پر از شیربرنج در مقابلش قرار داشت

 

Ava is A Nice Child, Very Intelligent For Her Age.

 

آوا دختری زیبا و برای سن خود بسیار باهوش بود

 

I Cleared My Throat And Picked Up The Bowl. 'Ava, Darling, Why Don't U Take A Few Mouthful

Of This Curd Rice?

 

گلویم رو صاف کردم و ظرف را برداشتم و گفتم، چرا چند تا قاشق گنده نمی خوری؟

 

Just For Dad's Sake, Dear'.

Ava Softened A Bit And Wiped Her Tears With The Back Of Her Hands.

 

فقط بخاطر بابا عزیزم. آوا کمی نرمش نشان داد و با پشت دست اشکهایش را پاک کرد و گفت

 

'Ok, Dad. I Will Eat - Not Just A Few Mouthfuls,But The Whole Lot Of This.

 

But, U should....' Ava Hesitated.

 

باشه بابا، می خورم، نه فقط چند قاشق، همه شو می خوردم. ولی شما باید.... آوا مکث کرد

 

'Dad, if I Eat This Entire Curd Rice, Will U Give Me Whatever I Ask For?'

 

بابا، اگر من تمام این شیر برنج رو بخورم، هرچی خواستم بهم میدی؟

'Promise'. I Covered The Pink Soft Hand Extended By My Daughter With Mine, And Clinched The Deal.

 

دست کوچک دخترم رو که بطرف من دراز شده بود گرفتم و گفتم، قول میدم. بعد باهاش دست دادم و تعهد کردم

Now I Became A Bit Anxious.

'Ava, Dear, U Shouldn't Insist On Getting A Computer Or Any Such Expensive Items.

 

ناگهان مضطرب شدم. گفتم، آوا، عزیزم، نباید برای خریدن کامپیوتر یا یک چیز گران قیمت اصرار کنی

 

Dad Does Not Have That kind of Money Right now. Ok?'

 

بابا از اینجور پولها نداره. باشه؟

 

 

'No, Dad.  I Do Not Want Anything Expensive'.

Slowly And Painfully,She Finished Eating The Whole Quantity.

 

نه بابا. من هیچ چیز گران قیمتی نمی خوام.

 

و با حالتی دردناک تمام شیربرنج رو فرو داد.

 

 

I Was Silently Angry With My Wife And My Mother For Forcing My Child To Eat Something That She Detested.

 

در سکوت از دست همسرم و مادرم که بچه رو وادار به خوردن چیزی که دوست نداشت کرده بودن عصبانی بودم

After The Ordeal Was Through, Ava Came To Me With Her Eyes Wide With Expectation.

 

وقتی غذا تمام شد آوا نزد من آمد. انتظار در چشمانش موج میزد

 

All Our Attention Was On Her.

'Dad, I Want To Have My Head Shaved Off, This Sunday!'

 

همه ما به او توجه کرده بودیم. آوا گفت، من می خوام سرمو تیغ بندازم. همین یکشنبه

 

Was Her Demand..

'Atrocious!' Shouted My Wife, 'A Girl Child Having Her Head Shaved Off?

Impossible!'

'Never in Our Family!'

My Mother Rasped.

'She Has Been Watching Too Much Of Television.  Our Culture is Getting Totally Spoiled With These TV Programs!'

 

تقاضای او همین بود.

 

همسرم جیغ زد و گفت، وحشتناکه. یک دختر بچه سرشو تیغ بندازه؟ غیرممکنه. نه در خانواده ما. و مادرم با صدای گوشخراشش گفت، فرهنگ ما با این برنامه های تلویزیونی داره کاملا نابود میشه

'Ava, Darling, Why Don't U Ask For Something Else? We Will Be Sad Seeing U With A Clean-Shaven Head.'

 

گفتم، آوا، عزیزم، چرا یک چیز دیگه نمی خوای؟ ما از دیدن سر تیغ خورده تو غمگین می شیم

 

'Please, Ava, Why Don't U Try To Understand Our Feelings?'

 

خواهش می کنم، عزیزم، چرا سعی نمی کنی احساس ما رو بفهمی؟

 

I Tried To Plead With Her.

'Dad, U Saw How Difficult It Was For Me To Eat That Curd Rice'.

 

سعی کردم از او خواهش کنم. آوا گفت، بابا، دیدی که خوردن اون شیربرنج چقدر برای من سخت بود

 

Ava Was in Tears.

'And U Promised To Grant Me Whatever I Ask For. Now,U Are Going Back On UR Words.

 

آوا اشک می ریخت. و شما بمن قول دادی تا هرچی می خوام بهم بدی. حالا می خوای بزنی زیر قولت

It Was Time For Me To Call The Shots.

'Our Promise Must Be Kept.'

 

حالا نوبت من بود تا خودم رو نشون بدم. گفتم، مرده و قولش

'Are U Out Of UR Mind?' Chorused My Mother And Wife.

 

مادر و همسرم با هم فریاد زدن که، مگر دیوانه شدی؟

 

'No. If We Go Back On Our Promises She Will Never Learn To Honour Her Own.

 

نه. اگر به قولی که می دیم عمل نکنیم اون هیچوقت یاد نمی گیره به حرف خودش احترام بذاره

 

Ava, UR wish Will B Fulfilled.'

 

آوا، آرزوی تو برآورده میشه

With Her Head Clean-Shaven, Ava Had A Round-Face, And Her Eyes Looked Big And Beautiful.

 

آوا با سر تراشیده شده صورتی گرد و چشمهای درشت زیبائی پیدا کرده بود

 

On Monday Morning, I Dropped Her At Her School.

It Was A Sight To Watch My Hairless Ava Walking Towards Her Classroom..

She Turned Around And Waved. I Waved Back With A Smile.

 

صبح روز دوشنبه آوا رو به مدرسه بردم. دیدن دختر من با موی تراشیده در میون بقیه شاگردها تماشائی بود. آوا بسوی من برگشت و برایم دست تکان داد. من هم دستی تکان دادم و لبخند زدم

 

Just Then, A Boy Alighted From A Car, And Shouted,

'Ava, Please Wait For Me!'

در همین لحظه پسری از یک اتومبیل بیرون آمد و با صدای بلند آوا را صدا کرد و گفت، آوا، صبر کن تا من بیام

What Struck Me Was The Hairless Head Of That Boy.

'May Be, That Is The in-Stuff', I Thought.

 

چیزی که باعث حیرت من شد دیدن سر بدون موی آن پسر بود. با خودم فکر کردم، پس موضوع اینه

 

'Sir, UR Daughter Ava is Great indeed!'

Without introducing Herself, A Lady Got Out Of The Car,

And Continued, 'That Boy Who is Walking Along With Ur Daughter is My Son Bomi.

 

خانمی که از آن اتومبیل بیرون آمده بود بدون آنکه خودش رو معرفی کنه گفت، دختر شما، آوا، واقعا فوق العاده ست. و در ادامه گفت، پسری که داره با دختر شما میره پسر منه

 

He is Suffering From... Leukemia'.

She Paused To Muffle Her Sobs.

'Harish Could Not Attend The School For The Whole Of The Last Month.

He Lost All His Hair Due To The Side Effects Of The Chemotherapy.

 

اون سرطان خون داره. زن مکث کرد تا صدای هق هق خودش رو خفه کنه. در تمام ماه گذشته هریش نتونست به مدرسه بیاد. بر اثر عوارض جانبی شیمی درمانی تمام موهاشو از دست داده

He Refused To Come Back To School Fearing The Unintentional But Cruel Teasing Of The Schoolmates.

نمی خواست به مدرسه برگرده. آخه می ترسید هم کلاسی هاش بدون اینکه قصدی داشته باشن مسخره ش کنن

 

Ava Visited Him Last Week, And Promised Him That She Will Take Care Of The Teasing Issue.

But, I Never Imagined She Would Sacrifice Her Lovely Hair For The Sake Of My Son !!!!!

 

آوا هفته پیش اون رو دید و بهش قول داد که ترتیب مسئله اذیت کردن بچه ها رو بده. اما، حتی فکرشو هم نمی کردم که اون موهای زیباشو فدای پسر من کنه

Sir, You And Your Wife Are Blessed To Have Such A Noble Soul As Your Daughter.'

آقا، شما و همسرتون از بنده های محبوب خداوند هستین که دختری با چنین روح بزرگی دارین

I Stood Transfixed And Then, I Wept.

'My Little Angel, You Are Teaching Me How Selfless Real Love Is..........

 

سر جام خشک شده بودم. و... شروع کردم به گریستن. فرشته کوچولوی من، تو بمن درس دادی که فهمیدم عشق واقعی یعنی چی

 

 

"The Happiest People On This Planet Are Not Those Who Live On Their Own Terms

But Are Those Who Change Their Terms For The Ones Whom They Love !!"

 

 

 

خوشبخت ترین مردم در روی این کره خاکی کسانی نیستن که آنجور که می خوان زندگی می کنن. آنها کسانی هستن که خواسته های خودشون رو بخاطر کسانی که دوستشون دارن تغییر میدن

 

Think About This

 

به این مسئله فکر کنین

 

My Wife Navaz Called,

'How Long Will You Be With That Newspaper?

Will U Come Here And Make UR Darling Daughter Eat Her Food?

همسرم نواز با صدای بلند گفت، تا کی می خوای سرتو توی اون روزنامه فرو کنی؟ میشه بیای و به دختر جونت بگی غذاشو بخوره؟

 

Farnoosh Tossed The Paper Away And Rushed To The Scene.

 

شوهر روزنامه رو به کناری انداخت و بسوی آنها رفت

 

My Only Daughter, Ava Looked Frightened; Tears Were Welling Up In Her Eyes.

 

تنها دخترم آوا بنظر وحشت زده می آمد. اشک در چشمهایش پر شده بود

In Front Of Her Was A Bowl Filled To its Brim With Curd Rice.

 

ظرفی پر از شیربرنج در مقابلش قرار داشت

 

Ava is A Nice Child, Very Intelligent For Her Age.

 

آوا دختری زیبا و برای سن خود بسیار باهوش بود

 

I Cleared My Throat And Picked Up The Bowl. 'Ava, Darling, Why Don't U Take A Few Mouthful

Of This Curd Rice?

 

گلویم رو صاف کردم و ظرف را برداشتم و گفتم، چرا چند تا قاشق گنده نمی خوری؟

 

Just For Dad's Sake, Dear'.

Ava Softened A Bit And Wiped Her Tears With The Back Of Her Hands.

 

فقط بخاطر بابا عزیزم. آوا کمی نرمش نشان داد و با پشت دست اشکهایش را پاک کرد و گفت

 

'Ok, Dad. I Will Eat - Not Just A Few Mouthfuls,But The Whole Lot Of This.

 

But, U should....' Ava Hesitated.

 

باشه بابا، می خورم، نه فقط چند قاشق، همه شو می خوردم. ولی شما باید.... آوا مکث کرد

 

'Dad, if I Eat This Entire Curd Rice, Will U Give Me Whatever I Ask For?'

 

بابا، اگر من تمام این شیر برنج رو بخورم، هرچی خواستم بهم میدی؟

'Promise'. I Covered The Pink Soft Hand Extended By My Daughter With Mine, And Clinched The Deal.

 

دست کوچک دخترم رو که بطرف من دراز شده بود گرفتم و گفتم، قول میدم. بعد باهاش دست دادم و تعهد کردم

Now I Became A Bit Anxious.

'Ava, Dear, U Shouldn't Insist On Getting A Computer Or Any Such Expensive Items.

 

ناگهان مضطرب شدم. گفتم، آوا، عزیزم، نباید برای خریدن کامپیوتر یا یک چیز گران قیمت اصرار کنی

 

Dad Does Not Have That kind of Money Right now. Ok?'

 

بابا از اینجور پولها نداره. باشه؟

 

 

'No, Dad.  I Do Not Want Anything Expensive'.

Slowly And Painfully,She Finished Eating The Whole Quantity.

 

نه بابا. من هیچ چیز گران قیمتی نمی خوام.

 

و با حالتی دردناک تمام شیربرنج رو فرو داد.

 

 

I Was Silently Angry With My Wife And My Mother For Forcing My Child To Eat Something That She Detested.

 

در سکوت از دست همسرم و مادرم که بچه رو وادار به خوردن چیزی که دوست نداشت کرده بودن عصبانی بودم

After The Ordeal Was Through, Ava Came To Me With Her Eyes Wide With Expectation.

 

وقتی غذا تمام شد آوا نزد من آمد. انتظار در چشمانش موج میزد

 

All Our Attention Was On Her.

'Dad, I Want To Have My Head Shaved Off, This Sunday!'

 

همه ما به او توجه کرده بودیم. آوا گفت، من می خوام سرمو تیغ بندازم. همین یکشنبه

 

Was Her Demand..

'Atrocious!' Shouted My Wife, 'A Girl Child Having Her Head Shaved Off?

Impossible!'

'Never in Our Family!'

My Mother Rasped.

'She Has Been Watching Too Much Of Television.  Our Culture is Getting Totally Spoiled With These TV Programs!'

 

تقاضای او همین بود.

 

همسرم جیغ زد و گفت، وحشتناکه. یک دختر بچه سرشو تیغ بندازه؟ غیرممکنه. نه در خانواده ما. و مادرم با صدای گوشخراشش گفت، فرهنگ ما با این برنامه های تلویزیونی داره کاملا نابود میشه

'Ava, Darling, Why Don't U Ask For Something Else? We Will Be Sad Seeing U With A Clean-Shaven Head.'

 

گفتم، آوا، عزیزم، چرا یک چیز دیگه نمی خوای؟ ما از دیدن سر تیغ خورده تو غمگین می شیم

 

'Please, Ava, Why Don't U Try To Understand Our Feelings?'

 

خواهش می کنم، عزیزم، چرا سعی نمی کنی احساس ما رو بفهمی؟

 

I Tried To Plead With Her.

'Dad, U Saw How Difficult It Was For Me To Eat That Curd Rice'.

 

سعی کردم از او خواهش کنم. آوا گفت، بابا، دیدی که خوردن اون شیربرنج چقدر برای من سخت بود

 

Ava Was in Tears.

'And U Promised To Grant Me Whatever I Ask For. Now,U Are Going Back On UR Words.

 

آوا اشک می ریخت. و شما بمن قول دادی تا هرچی می خوام بهم بدی. حالا می خوای بزنی زیر قولت

It Was Time For Me To Call The Shots.

'Our Promise Must Be Kept.'

 

حالا نوبت من بود تا خودم رو نشون بدم. گفتم، مرده و قولش

'Are U Out Of UR Mind?' Chorused My Mother And Wife.

 

مادر و همسرم با هم فریاد زدن که، مگر دیوانه شدی؟

 

'No. If We Go Back On Our Promises She Will Never Learn To Honour Her Own.

 

نه. اگر به قولی که می دیم عمل نکنیم اون هیچوقت یاد نمی گیره به حرف خودش احترام بذاره

 

Ava, UR wish Will B Fulfilled.'

 

آوا، آرزوی تو برآورده میشه

With Her Head Clean-Shaven, Ava Had A Round-Face, And Her Eyes Looked Big And Beautiful.

 

آوا با سر تراشیده شده صورتی گرد و چشمهای درشت زیبائی پیدا کرده بود

 

On Monday Morning, I Dropped Her At Her School.

It Was A Sight To Watch My Hairless Ava Walking Towards Her Classroom..

She Turned Around And Waved. I Waved Back With A Smile.

 

صبح روز دوشنبه آوا رو به مدرسه بردم. دیدن دختر من با موی تراشیده در میون بقیه شاگردها تماشائی بود. آوا بسوی من برگشت و برایم دست تکان داد. من هم دستی تکان دادم و لبخند زدم

 

Just Then, A Boy Alighted From A Car, And Shouted,

'Ava, Please Wait For Me!'

در همین لحظه پسری از یک اتومبیل بیرون آمد و با صدای بلند آوا را صدا کرد و گفت، آوا، صبر کن تا من بیام

What Struck Me Was The Hairless Head Of That Boy.

'May Be, That Is The in-Stuff', I Thought.

 

چیزی که باعث حیرت من شد دیدن سر بدون موی آن پسر بود. با خودم فکر کردم، پس موضوع اینه

 

'Sir, UR Daughter Ava is Great indeed!'

Without introducing Herself, A Lady Got Out Of The Car,

And Continued, 'That Boy Who is Walking Along With Ur Daughter is My Son Bomi.

 

خانمی که از آن اتومبیل بیرون آمده بود بدون آنکه خودش رو معرفی کنه گفت، دختر شما، آوا، واقعا فوق العاده ست. و در ادامه گفت، پسری که داره با دختر شما میره پسر منه

 

He is Suffering From... Leukemia'.

She Paused To Muffle Her Sobs.

'Harish Could Not Attend The School For The Whole Of The Last Month.

He Lost All His Hair Due To The Side Effects Of The Chemotherapy.

 

اون سرطان خون داره. زن مکث کرد تا صدای هق هق خودش رو خفه کنه. در تمام ماه گذشته هریش نتونست به مدرسه بیاد. بر اثر عوارض جانبی شیمی درمانی تمام موهاشو از دست داده

He Refused To Come Back To School Fearing The Unintentional But Cruel Teasing Of The Schoolmates.

نمی خواست به مدرسه برگرده. آخه می ترسید هم کلاسی هاش بدون اینکه قصدی داشته باشن مسخره ش کنن

 

Ava Visited Him Last Week, And Promised Him That She Will Take Care Of The Teasing Issue.

But, I Never Imagined She Would Sacrifice Her Lovely Hair For The Sake Of My Son !!!!!

 

آوا هفته پیش اون رو دید و بهش قول داد که ترتیب مسئله اذیت کردن بچه ها رو بده. اما، حتی فکرشو هم نمی کردم که اون موهای زیباشو فدای پسر من کنه

Sir, You And Your Wife Are Blessed To Have Such A Noble Soul As Your Daughter.'

آقا، شما و همسرتون از بنده های محبوب خداوند هستین که دختری با چنین روح بزرگی دارین

I Stood Transfixed And Then, I Wept.

'My Little Angel, You Are Teaching Me How Selfless Real Love Is..........

 

سر جام خشک شده بودم. و... شروع کردم به گریستن. فرشته کوچولوی من، تو بمن درس دادی که فهمیدم عشق واقعی یعنی چی

 

 

"The Happiest People On This Planet Are Not Those Who Live On Their Own Terms

But Are Those Who Change Their Terms For The Ones Whom They Love !!"

 

 

 

خوشبخت ترین مردم در روی این کره خاکی کسانی نیستن که آنجور که می خوان زندگی می کنن. آنها کسانی هستن که خواسته های خودشون رو بخاطر کسانی که دوستشون دارن تغییر میدن

 

Think About This

 

به این مسئله فکر کنین

آموزش وپرورش ابتدایی ژاپن  -  دکتر ابوالفضل  بختیاری و سحر زندی نژاد

 

جستاري  به آموزش وپرورش ابتدایی ژاپن

دکتر ابوالفضل  بختیاری و سحر زندی نژاد

مقدمه

آموزش و پرورش در ژاپن از کیفیت بالایی  برخوردار بود. به خصوص در دوره ابتدایی توجه خاص به این مقطع تحصیلی شده است اگر به طور کلی و فراگیر به آموزش این کشور شود, الگوبرداری جامعی می توان نمود برای رشد و شکوفایی توسعه آموزش و پرورش به خصوص آموزش پایه در کشورمان مورد استفاده قرار داد.

البته کتاب های زیادی در زمینه ی آموزش و پرورش ژاپن نوشته شده است از این میان آقای دکتر سرکاآرانی که از اساتید به نام در ایران, عضوئیت علمی دانشگاه علامه طباطبائی می باشد. که فوق دکترای خود را نیز در کشور ژاپن اخذ نموده. 2 کتاب ایشان به نام فرهنگ آموزش در ژاپن و اصلاحات آموزشی و مدرن سازی با تأکید به مطالعه تطبیقی آموزش و پرورش ایران و ژاپن نوشته شده است, که به نظر اینجانب کتاب اول ایشان که ابتدا ذکر شد از نظم محتوایی و انسجام مناسبی در محتوای آن برخوردار می باشد. که این کتاب را به عنوان موضوع تحقیق مورد کنکاش قرار داده ام.

فصل اول (مبانی هدف ها و برنامه های درسی)

1- احساس تعلق به مدرسه

تلاش معلمان برای ایجاد پیوندهای دوستانه میان دانش آموزان امری اتفاقی نیست. برنامه درسی دوره ی ابتدایی در سطوح ملی هدف های بسیاری دارد و زمینه ی مناسبات دوستانه میان دانش آموزان و احساس تعلق و رشد اجتماعی آنها دربردارد. (Monbusha 1989) یکی از هدف های ملی در دوره ابتدایی عبارتند از: احساس صمیمیت با افرادی که در مدرسه هستند و لذت بردن از زندگی در کلاس درس معلمان مدارس نه تنها بر اساس ایجاد ارتباط دوستانه یا فعالیت های عمومی برای برقراری روابط دوستانه میان دانش آموزان تلاش می کنند بلکه در فعالیت ها و آموزش های روزمره کلاس و مدرسه جلسات مربوط به کلاس گروه های یادگیری فرآیند رهبری فعالیت های کلاس و مدرسه توسط دانش آموزان. مشارکت در فعالیت های آموزشی, مباحث درسی و غیره  فرصت هایی را فراهم می آورند تا روابط انسانی تقویت شوند. احساس تعلق و وابستگی مثبت را به کلاس و مدرسه در کودکان به وجود آورند.

پرورش کل شخصیت: چه ارزشی هایی بر آموزش و پرورش دوره ژاپنی ها حاکم است مواردی همچون روابط دوستانه, تعاون و همکاری,مسئولیت پذیری انجام دادن فعالیت ها به بهترین نحو و حفظ سلامتی و ایمنی, از جمله هدف هایی هستند که مورد مطالعه قرار گرفته اند.

ارائه محتوای مناسب: ایجاد احساس تعلق خاطر و گسترش روابط انسانی و پرورش شخصیت کودکان از جمله مبانی آموزش و پرورش در ژاپن است. محتوای آموزشی در مدارس ژاپن و برنامه درسی ملی دارای 2 ویژگی جالب است:

 الف) محتوای مقتصدانه:

ژاپنی ها می گویند (کم, زیاد است) بر اساس سومین مطالعه بین ریاضی و علوم کتاب علوم سال هشتم ژاپنی ها در مقایسه با میانگین 65 موضوع در آمریکا برای کلاس هشتم, فقط هشت موضوع را پوشش می دهند کتاب های درسی ژاپنی ها مطالبی را بیش از آنچه که در برنماه های درسی ملی دوره ابتدایی پیشنهاد شده است ارائه نمی کنند.

ب) تأکید به رشد همه جانبه کودک:

همه ی ما می دانیم که در ژاپن برنامه های درسی به صورت ملی وجود دارد. ولی حدود 3/1 از ساعات آموزش در مدارس به موضوعات غیرآکادمیک (هنر, موسیقی, تربیت بدنی, خانه داری و ویژه اختصاص دارد) یکی از پژوهشگران نوشته است معلمان ژاپنی به آموزش کل جنبه های شخصیت دانش آموزان, و همه افراد در کلاس درس اعتقاد دارند. آنها احساس می کنند که این وظیفه ی اصلی و بلکه مهمترین مسئولیت آنهاست نه صرفاً توجه و پرداختن به دانش آموزان باهوش و توانا در کلاس درس باشد.

فصل دوم:

پژوهش مشارکتی معلمان در کلاس درس برنامه پرورش حرفه ای معلمان در مدرسه هدف این فصل بررسی روش پژوهش مشارکتی معلمان در کلاس درس به عنوان موثرترین برنامه پژوهش حرفه ای معلمان در مدارس ژاپن است در این روش معلمان بیش از اینکه مبانی نظری یادگیری را بیاموزند, مهارت های کاربردی مربوط به فرآیند یاددهی – یادگیری و ارزشیابی روش های تدریس و خودارزیابی را می آموزند . معلمان پس از مباحث گروهی, موضوع مورد پژوهش را انتخاب می کنند, به صورت مشارکتی و در گروه, طرح درس مربوط به آن را تهیه می نمایند و به شیوه مشارکتی به ارزیابی دقیق فعالیت های آموزشی انجام شده در ارتباط با موضوع مورد نظر می پردازند. دانش آموزان را در پژوهش خود سهیم و در واقع در حین عمل پژوهش می کنند و می آموزند. پژوهش مشارکتی معلمان در کلاس درس در واقع اثربخش ترین نوع پژوهش در حین عمل است و دربهبود کیفیت آموزش و پرورش حرفه ای معلمان تأثیر سازنده ای دارد.

پرورش حرفه ای معلمان در مدرسه. در ژاپن مسئولیت پرورش حرفه ای معلمان در قالب سازمان های مختلف و دوره های گوناگون زندگی شغلی معلمان شکل گرفته است از جمله فعالیت های آموزشی برای ارتقاء شایستگی های حرفه ای معلمان در مدرسه تنوع بسیاری دارد. مهمترین این فعالیت ها عبارتند از:

·    بازدید از کلاس درس : از اداره آموزش و پرورش هر منطقه راهنمایان مجربی دعوت می شوند برای یافتن راه های نوینی برای بهسازی فعالیت های آموزشی مدرسه یاری دهند.

·    سرگروه های آموزشی مدرسه به نوبت در کلاس های درس سایر معلمان شرکت می کنند.

·    معلمان هر مدرسه برای خود برنماه های غیردرسی دارند دیدو بازدیدها از مکان ها و گردش های علمی و فرهنگی

·    معلمان هر سال دست کم دوبار از والدین دعوت می کنند که در کلاس درس حضور یابند.

·    کلاس های آموزشی در ارتباط با نحوه بهره گیری از کامپیوتر در فرآیند یاددهی – یادگیری استفاده از اینترنت

·    سمینارهای آموزشی در موضوع های ویژه مسائل آ.پ

·    پژوهش مشارکتی معلمان در کلاس درس

این روش آزادی عمل برای تصمیم گیری و واگذاری مسئولیت های بیشتر به معلمان را برای طراحی, اجرا و ارزیابی فعالیت های آموزشی و پرورشی توصیه می کنند.

پیشنهادهایی برای کاربردی کردن این روش در ایران

بخش اول  در ارتباط با سازمان و ساختار آموزش و پرورش و مدارس.

1- بهره مندی از روش های نوین پرورش حرفه ای معلمان و سوق دادن ساختار آموزش و پرورش به سمت تمرکز زدایی و بر امکان مردم سالاری را بیش از بیش در خود فراهم سازد.

2- ما باید گام های بلندتری به سمت مدرسه محوری و خودگردانی مدارس برداریم.

3- بیش از تأکید بر توانایی های فردی و روش های یادگیری فردی به روش های مشارکتی –گروهی تأکید کنیم.

4- بهره گیری از تجربه های اجرایی برنامه هایی چون "معلم پژوهنده" که برای تقدیر از فعالیت های پژوهشی و فرآوری های خودجوش معلمان صورت می گیرد.

بخش دوم درارتباط با مدیران و معلمان و کارکنان آموزش کشور است.

1- روش پژوهش مشارکتی معلمان را به فعالیت و تأثیرگذاری دعوت می کند و ناظر به نقش خلاق و رهبری معلم اس.ت

2- لازم است باور کنیم که به تجربه های دیگران نیازمندیم و باید بیاموزیم که از تجربه های دیگران بهره مند شویم.

3- مهارت لازم برای کار گروهی کردن, مشارکت در گروه و نهراسیدن از تعامل با دیگران و مشارکت در گروه های یادگیری, روش های خلاق را ترغیب می کند. آموخته ها را عمق بیشتری می بخشد و قدرت تشخیص را بالا می برد.


 

فصل سوم: روش آموزش ریاضی

روش هایی که در آموزش ریاضی ژاپن استوار است بیشتر بر پایه فهم است و به جای روش سخنرانی معلم به روش مباحثه ای متمرکز است تا بیش از توجه به هدف ها و انتظارهای یاددهند به توانایی ها  نیازها و فعالیت های یاددهی – یادگیری تاکید کند.

آنچه در فرایند یادهی – یادگیری در کلاس درس اثر می گذارد. تا حدود زیادی به کارکردهای عناصری از فرهنگ آموزش مربوط می شود که در قالب برنامه های درسی ارائه می شوند و معلم و دانش آموزان در کلاس درس از آنها استافده می کنند مثلاً : اینکه دانش آموزان با چه پیش فرض هایی به کلاس درس ریاضی می آیند و معلم توانایی های دانش آموزان را در فهم مسائل ریاضی چگونگی ارزیابی می کند و اینگونه سوال ها در فعالیت های آموزش معلم در کلاس درس تأثیر زیادی دارد و دانش آموز فقط به این فکر بکند که باید به دنبال یک جواب صحیح رفت بیش از آنکه به راه حل ها و تفکر در فهم مسأله و چگونگی آن بیندیشد, به یافتن و بیان پاسخ صحیح اکتقال خواهند کرد و صرف نظر از اینکه تا چه حد مسأله را فهمیده یا راههای مختلف حل آنرا آزموده باشند.

هدف و روش پژوهش:

هدف این فصل: بیان ساختار, روش و ویژگی های برجسته کلاس درس ریاضی در ژاپن است روش هایی که در آموزش ریاضی بیشتر بر پایه فهم مسأله استوار است و به جای تمرکز به روش سخنرانی معلم (معلم محور) به روش مباحثه ای دانش آموزان (دانش آموز محور) متمرکز شده است و می کوشد تا بیش از توجه به هدف ها و انتظارهای یاددهنده به توانایی ها, نیازهای و فعالیت های یادگیرنده از فرآیند یادهی – یادگیری توجه و تأکید کند.

دراین مطالعه از روش پژوهش توصیفی و برای جمع آوری اطلاعات از روش های مشاهده و مصاحبه استفاده شده است و برای مطالعه دقیق تر از روش مطالعه موردی نیز استفاده شده است.

در کلاس درس ریاضی ژاپن یک مسئله از سوی معلم طرح می شود. مسئله ای که معلم برای ایجاد انگیزه تفکر در دانش آموزان را در طرح درس خود آورده است سپس دانش آموز دقایقی برای یافتن پاسخ مسئله به تنهایی یا به کمک یکدیگر به تفکر می پردازند. پس از اینکه بیشتر آنان حداقل یک راه حل مشخص را برای مسئله پیدا کرد, بحث پیرامون راه های مختلف حل مسأله آغاز می شود. معلم از بعضی از دانش آموزان می خواهد تا به ترتیب پای تخته سیاه بیایند و روش خود را برای حل مسأله توضیح دهند پس از توضیح هر یک از دانش آموزان, معلم از آنها می خواهد تا نظر خود را درباره راه حل های ارائه شده بیان کنند و دانش آموزان به طور آشکار به اظهار نظر در اثبات یا نفی راه های ارائه شده می پردازند. پس از بیان راه حل های مختلف در ارتباط با مسأله مطرح شده معلم از دانش آموزان می خواهد تا راه حل های ارائه شده را با هم مقایسه کنند و با محتوای کتاب درسی تطبیق دهند و بعد معلم  می پرسد آیا روش متفاوت با آنچه در کتاب آمده است پیدا کرده اید. و بعد معلم خود مقایسه ای کوتاه میان راه حل های ارائه شده دانش آموزان در ارتباط با محتوای کتاب درسی تبیین می کند و در نهایت یک ارزیابی از جریان کلاس درس می کند و این ارزیابی خود منبعی برای خوداندیشی معلم و دانش آموزان و راهنمایی برای بهبود فرآیند یاددهی – یادگیری به حساب می آید.


 

تفکر دانش آموزان, برجسته ترین ویژگی کلاس درس ریاضی

الف) طرح معلم و جایگاه تفکر دانش آموزان

در ژاپن, فعالیت های آموزشی در کلاس درس ریاضی بر اساس محتوای تعیین شده در برنامه های درسی شکل می گیرد. در طرح درسی, شروع فعالیت ها را با یادآوری مباحث گذشته و طرح مسأله آغاز می کند. برای طرح درس ریاضی به 3 فعالیت مربتط توجه ویژه دارند.

1- فهم مسأله 2- بررسی و پژوهش پیرامون مسأله 3- تصمیم و قاعده مند کردن مسأله

ب) فرآیند یاددهی یادگیری و فرصت هایی برای تفکر دانش آموزان

در واقع توجه به تفکر دانش آموزان راهنمای معلمان در فرآیند یاددهی – یادگیری است از مهمترین فنون توجه و تأکید بر تفکر دانش آموزان در جریان آموزش ریاضی عبارتند از:

1) تأکید بر فهم مسئله 2) فرصت برای فکر کردن 3) امکان مباحثه میان دانش آموزان 4) طرح سوال از دانش آموزان 5) بهره گیری از اشتباه 6) بهره گیری از وسایل کمک آموزشی

ج) ارزشیابی جریان آموزش و نقش خوداندیشی دانش آموزان :

تقریباً از فعالیت های آموزشی خود در کلاس درس به طور منظم ارزشیابی می کنند.

ولی آنچه معلمان ژاپنی را در ارزشیابی آموزشی از دیگران متمایز می کند روشی است که برای این کار مهم به کار می گیرند. خوداندیشی و بازتاب گروهی دانش آموزان از فرایند یاددهی – یادگیری کلاس درس مهمترین نقش را در ارزشیابی آموزشی دارد.


 

فصل چهارم: رویکرد فرهنگی به آموزش جغرافیا

در این فصل که تجربه ژاپن را در بین المللی شدن آموزش و پرورش با تأکید به آموزش جغرافیا تبیین کند ابتدا مفهوم بین المللی شدن آموزش و پرورش در ارتباط با هدف های آموزش جغرافیا بیا می شود. سپس روش آموزش مسائل زیست محیطی به کودکان برای درک ارتباط و تعامل سازنده با محیط زیست و همزیستی مسالمت آمیز و گسترش تفاهم در سطوح ملی, منطقه ای جهانی در قالب 1) آموزش درباره محیط زیست 2) آموزش از محیط زیست 3) آموزش برای محیط زیست. آموزش مسائل زیست محیطی در هر یک از ابعاد دانش و فهم, مهارت, نگرش موضوعاتی را شامل می شوند. برای مثال در این فصل به مقایسه جغرافیا و زندگی مردم ایران و ژاپن شده است .

فصل پنجم: ویژگی های اساسی فرآیند یاددهی یادگیری:

در این فصل به فرهنگ آموزش و یادگیری در مدارس و تجزیه و تحلیل آن می پردازیم. و از شاخص ترین ویژگی های آن به عنوان یک فرهنگ ویژه تبیین شود.

بازی:

بیشتر تشریفات مذهبی شینتو در قالب بازی شکل می گیرد. در سال های اولیه ی کودکان آنها فقط باید بازی کنند. و به 3 عنصر 1- بازی 2- شادابی 3- سلامتی و فعال بودن تاکید دارد.

زندگی گروهی:

یکی از ویژگی هایی که از مدرسه تا محل کار و از کودکی تا بزرگسالی در همه فعالیت های اجتماعی ظاهر می شود. یادگیری گروهی و توجه به مهارت های زندگی در گروه است. این روش نه تنها در مدارس بلکه در همه شرکت ها و در عرصه همه فعالیت های اجتماعی دیده می شود.

همزیستی و تقلید:

یاددهی – یادگیری فرازندی دو سویه است که در آن یکی می کوشد تا در تعاملی سازنده از دیگری بیاموزد و یا به او یاد بدهد. در چنین شرایطی کارکردهای یادگیری برای همه اعضای گروه اثر بخش است. این اصل به ما کمک می کند از توانایی های بالقوه خود آگاه شویم. آنها را به کار بندیم این مفهوم از همزیستی را به سادگی نمی توان در افراد توسعه داد. در فرهنگ ژاپنی پیروی از کسی که رازها بهتر می داند یا تجربه بیشتری دارد یا در موقعیتی است که می تواند به ما کمک کند امری ستودنی است.

 شادابی و فعال بودن:

شادابی و فعال بودن در بسیاری از امور مربوط به کودکان ( از جمله حس کنجکاوی , بازی و ...) از مهمترین مواردی است که به فهم و درک ما از آنان کمک می کند و به ما در درک میزان توانایی های آنها در یادگیری یاری می رساند. آنها می آموزند که چگونه با ایجاد شرایط با نشاط و شوق انگیز در هر جا که هستند نیروی لازم برای فعالیت های اثربخش را فراهم سازند.

فعالیت های گروهی و یادگیری مشارکتی :

در آموزش و پرورش ژاپن, دانش آموزان به فعالیت های گروهی تشویق می شوند. فعالیت های گروهی و تشکیل گروه های کوچک در مدرسه و کلاس درس در ایجاد نگرش های جدید و سازنده و پرورش اجتماعی دانش آموزان تأثیر فوق العاده ای دارد و آنان را در ایفای نقش های اجتماعی تواناتر می سازد ضمن اینکه رغبت لازم برای آن نقش ها را نیز فراهم می کند.

شکل یادگیری:

بیشتر فعالیت های یادگیری به شکل خاصی آغاز می شوند و بازده ویژه خود را دارد. آنها فعالیت های بدنی و حسی و حرکتی کودکان را بسیار مهم می دانند و به دنبال هر یادگیری روش تمرین آن را نیز به یادگیرندگان ارائه می دهند و می اندیشند که کدام یک از فعالیت های بدنی و حسی و حرکتی باعث تمرین یادگیری آنها می شود و آنها را پایدار می سازد.

تجربه و تکرار نکته های اساسی:

یادگیری پدیده ای ذاتاً تجربی است و این تجربه کل شخصیت انسان را در برمی گیرد. ژاپنی ها مانند آمریکایی ها جنبه های شناختی و هیجانی را چندان از یکدیگر متمایز نمی دانند. رفتار پایدار مستلزم کسب مهارت های لازم است که یک کودک می تواند آن را در اثر تکرار و سال ها تجربه به دست آورد و این البته یک ارزش محسوب می شود.

قدرت معلم:

معلم دارای قدرت ناشی از تجربه است. نکات اساسی را می داند و قالب های معین رفتار را تشخیص می دهد و توانایی خوبی در راهنمایی دارد و حالتی از ارشدیت را داراست. که بر اساس سن بدست نمی آید بلکه ناشی از دوران تجربه و اندیشه است.

خوداندیشی:

در ژاپن تقریباً در همه کلاس های درس و بلکه در عموم فعالیت های اجتماعی به کلید واژه هنس برمی خورید که معنی دقیق آن خوداندیشی و خودارزیابی است. خوداندیشی دانش آموزان از فرآیند یاددهی – یادگیری در کلاس درس مهمترین نقش را در ارزشیابی آموزشی دارد. معلمان دقایقی را برای دریافت بازتاب, ارزیابی نسبت به کلاس در نظر می گیرند.

تلاش:

میخ محکمی که ساختار همگون و هماهنگ یک ایدئولوژی را با ظرفیت های بسیاری استوار می سازد, تلاش و کوشش است. به ویژه تلاشی که به عنوان عادت و بر اساس خودانضباطی صورت می گیرد. این مفهوم در فرهنگ ژاپنی شخصاً به نحو مؤثری سازماندهی شده و به شکل همراهی خرگوش, لاک پشت نمایان می شوند زیرا با تلاش می توان یک توانایی را در قالب یک شکل نمایان ساخت یا به صورت تجربه سازماندهی و بهره برداری کرد.


 

خستگی ناپذیری:

واقعاً گاه موجب شگفتی است که «تحمل کردن» اصلی ترین مفهوم را در فرآیند یاددهی – یادگیری در ژاپن تشکیل می دهد. تلاش و کوشش, تحمل کردن و پافشاری بر انجام امور و خستگی ناپذیری مفاهیمی هستند که در پهنه ی وسیعی روح و ویژگی اصلی فرایند یاددهی – یادگیری را نشان می دهند. این مفاهیم به ویژه در فعالیت های بدنی, حسی و حرکتی و تربیت بدنی مورد توجه قرار می گیرند. زیرا کودکان بدون تجربه کردن نمی توانند چیزی در ذهن خود گسترش دهند.


 

فصل ششم: اصلاحات برنامه درسی ملی با تأکید بر رویکرد تلفیقی

هدف این فصل مطالعه و بررسی فرایند اصلاح برنامه های درسی ژاپن بر اساس پژوهش های ملی, بین المللی و تلفیقی و تجربه های اصلاحات آموزشی در دوره گذشته است. با استفاده از این روش تحقیق مطالعه موردی و توصیفی پیشینه و ضرورت های اصلاح برنامه درسی ملی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. اسباب توسعه کیفی و گسترش کمی آموزش و پرورش ژاپن امروز باید در نقش و جایگاه تاریخی آموزش و پرورش نزد ملت و دولت ژاپن جست وجو کرد.

پژوهش برای اصلاح برنامه درسی ملی:

وزارت آموزش و پرورش ژاپن بر اساس پژوهش های ملی که اجرا کرد دریافت که دانش آموزان ژاپنی به ویژه در دوره آموزش و پرورش عمومی در خواندن و نوشتن ریاضی و علوم از همتایان خود در جهان پیشی گرفته اند ولی در توانایی حل مسأله, طراحی, موضوع یابی تفکر انتقادی و تحلیل مسائل پیچیده بر اساس توانایی های فردی خود دچار ضعف هستند.

الف) برنامه درسی تلفیقی:

این برنامه که مطالعات آن در وزارت آموزش و پرورش ژاپن انجام شده و قرار است در همه مدارس اجرا شود بازنگری در برنامه های درسی مدارس است. به نحوی که فرصت لازم برای یادگیری تلفیقی یا مطالعه تلفیقی در برنامه های آموزشی و درسی مدارس فراهم شود.

ب) افزایش دروس اختیاری:

 وزارت آموزش و پرورش تمهیداتی اندیشیده است تا مدارس ارتباط اثربخش تری را با جامعه برقرار کنند و برنامه های آموزشی و درسی خود را متناسب با نیازهای اجتماعی تهیه و اجرا کنند


 

ج) کاهش محتوای آموزشی:

شورای بررسی برنامه های آموزشی و درسی برای اجرای ساعات مطالعه و یادگیری تلفیقی در دوره آموزش و پرورش عمومی و دروس اختیاری برای دوره اول دبیرستان تغییرات لازم برای کاهش ساعات دروس دوره هایی را پیشنهاد کرده اند.

نتیجه گیری :

در این تحقیق بر آن شدیم که مهمترین عوامل پیشرفت و موفقیت آ.پ ژاپن را با تأکید بر برنامه های درسی و تأکید به فرآیند یاددهی  و یادگیری تبیین کنیم. در آموزش ژاپن توجه به پرورش کل شخصیت کودک تاکید بر ارزش های اجتماعی, ایجاد حس تعلق به مدرسه و کلاس درس در کودکان, بهره گیری از روش های یادگیری مشارکتی, تاکید بر زندگی گروهی تاکید بر روش و مهارت های تفکر, حفظ شادابی و نشاط و تلاش در دانش آموزان جامعیت برنامه درسی ملی و اصلاح نوسازی آن توجه به رویکرد تلفیقی در برنامه های درسی می باشد.

فرهنگ اثربخشی  از مهمترین عوامل موفقیت آ.پ ژاپن است.

استافده از روش آموزش ریاضی و درس جغرافیا برای بهتر آموزش آن در ایران استفاده شده است که به نظر من آموزنده و اثربخش می باشد.

    منبع:

فرهنگ آموزش در ژاپن. محمدرضا سرکارآرانی,تهران: انتشارات روزنگار

ابوالفضل بختياري(1388).جستاري به  فرهنگ آموزش در ژاپن. پژوهشنامه آموزشي .تهران:پژوهشگاه  آموزش و پرورش

 

راه بهشت

 

راه بهشت
 
مردی با اسب و سگش در جاده‌ای راه می‌رفتند. هنگام عبور از کنار درخت عظیمی، صاعقه‌ای فرود آمد و آنها را کشت. اما مرد نفهمید که دیگر این دنیا را ترک کرده است و همچنان با دو جانورش پیش رفت. گاهی مدت‌ها طول می‌کشد تا مرده‌ها به شرایط جدید خودشان پی ببرند!
پیاده‌روی درازی بود، تپه بلندی بود، آفتاب تندی بود، عرق می‌ریختند و به شدت تشنه بودند. در یک پیچ جاده، دروازه تمام مرمری عظیمی دیدند که به میدانی باسنگ‌فرش طلا باز میشد و در وسط آن چشمه‌ای بود که آب زلالی از آن جاری بود. رهگذر رو به مرد دروازه‌بان کرد و گفت: روز بخیر، اینجا کجاست که این قدر قشنگ است؟
دروازه‌ بان: روز به خیر، این جا بهشت است.
چه خوب که به بهشت رسیدیم، خیلی تشنه‌ایم.
دروازه‌ بان به چشمه اشاره کرد و گفت: می‌توانید وارد شوید و هر چقدر دلتان می‌خواهد بنوشید.
اسب و سگم هم تشنه‌اند.
نگهبان: واقعأ متأسفم، ورود حیوانات به بهشت ممنوع است.
مرد خیلی ناامید شد، چون خیلی تشنه بود، اما حاضر نبود تنهایی آب بنوشد. از نگهبان تشکر کرد و به راهش ادامه داد. پس از این که مدت درازی از تپه بالا رفتند، به مزرعه‌ای رسیدند. راه ورود به این مزرعه، دروازه‌ای قدیمی بود که به یک جاده خاکی با درختانی در دو طرفش باز میشد. مردی در زیر سایه درخت‌ها دراز کشیده بود و صورتش را با کلاهی پوشانده بود، احتمالأ خوابیده بود.
مسافر گفت: روز بخیر!
مرد با سرش جواب داد.
ـ ما خیلی تشنه‌ایم. من، اسبم و سگم.
مرد به جایی اشاره کرد و گفت: میان آن سنگ‌ها چشمه‌ای است، هرقدر که می‌خواهید بنوشید.
مرد، اسب و سگ به کنار چشمه رفتند و تشنگی‌شان را فرو نشاندند.
مسافر از مرد تشکر کرد. مرد گفت: هر وقت که دوست داشتید، می‌توانید برگردید.
مسافر پرسید: فقط می‌خواهم بدانم نام این جا چیست؟
بهشت!
بهشت؟!! اما نگهبان دروازه مرمری هم گفت آنجا بهشت است!
آنجا بهشت نیست، دوزخ است.
مسافر حیران ماند: باید جلوی دیگران را بگیرید تا از نام شما استفاده نکنند! این اطلاعات غلط باعث سردرگمی زیادی می‌شود!
کاملأ بر عکس، در حقیقت لطف بزرگی به ما می‌کنند!!! چون تمام آنهایی که حاضرند بهترین دوستانشان را ترک کنند، همان جا می‌مانند.
 
  ======================
( بخشی از کتاب "شیطان و دوشيزه پریم" اثر پائولو کوئیل )

ارسال کننده: دکتر ابوالفضل بختیاری