گذری به نظام آموزشی ژاپن

 دکتر ابوالفضل بختیاری  -  زهره عالمین

طلیعه:

موفقیت های نظام آموزشی ژاپن در چند ساله اخیر موجب حیرت و حسرت جهانیان قرار گرفته و مورد توجه  کارشناسان وکارگزاران آموزشی کشورها بوده است، سوال این است نظام آموزشی ژاپن  چگونه به این موفقیت رسیده است ؟ و آیا  می شود از تجارب آن ها درس گرفت ؟ در هر کشوری نظام آموزشی یکی از نظام های مهم اجتماعی است . رسالت این نظام علاوه بر انتقال میراث فرهنگی  و تجارب بشری به نسل جدید ، ایجاد تغییرات مطلوب در شناخت ها ، نگرش ها و در نهایت پرورش رفتار کودکان ، نوجوانان و جوانان است .برای نیل به این اهداف در هر  کشوری سرمایه های  فراوانی برای آموزش و پرورش  کودکان ، نوجوانان و جوانان هزینه می شود .مطالعات آموزشی در ژاپن نشان می دهد که ژاپن از چه  راهی  برای رسیدن به جایی که آن ها هستندو از چه مسیر هایی باید عبور کرد و مشکلات آن مسیرها چیست و نقاط قوت و ضعفش کدام است ؟به همین دلیل اصلاح طلبان و مدیران اجرایی از نقاط مختلف دنیا مشتاقانه به ژاپن می روند تا با برنامه های آموزشی آن ها در جهت بهبود کیفی کشور خود آشنا شوند .

 

انگیزه و مدیریت در کلاس ژاپن 

معلم ژاپنی برای حمایت از کودکی که کاری را به خوبی انجام نمی دهد ، تلاش بسیاری می کند .معلم تمام روابط فردی را مدیریت می کند و با شناخت از نقاط قوت و ضعف هر شاگرد به رشد فردی او توجه می کند .مهمترین نکته آن است که چون معلم با هر شاگرد ارتباط دارد به تاکید بر هماهنگی همه کلاس ادامه می دهد و به شدت سعی می کند تا هر نوع احساس رقابت یا جدایی طلبی را محدود کند .معلمان از فنون ایجاد انگیزه آشکارا استفاده می کنند مثلا در قالب یک انشای زندگی از دانش آموز می خواهند آن چه در مدرسه می آموزد را همراه با تجربیات زندگی بنویسد و بهتر آن است که در مدارس ما نیز از چنین روشهایی برای با انگیزه کردن دانش آموزان بیشتر استفاده شود .از نظر لوئیس با مدیریت صحیح در دوران آموزشی مدارس ژاپن عوامل زیر دیده می شود :

- دانش آموزان قوانین و ضوابط کلاس درس را شکل می دهند و در مقابل اجرای آن ها احساس تعهد می کنند .

- همه دانش آموزان با هر نوع رفتار و توانایی ،کلاس را مدیریت می کنند .

- دانش آموزان هر روز از طریق کارهای روزانه و فعالیت های دیگر ، محیط آرام و راحتی را برای همکلاسیهای خود فراهم می کنند .

- دانش آموزان اغلب به رفتارهای خود می اندیشند و در مورد چگونگی ارتباط آن با پاره ای ارزش ها از قبیل مهربانی و احساس مسئولیت اظهار نظر می کنند به نظر می رسد که ادامه این برخورد ،موجب پایداری رفتار "خود انتقادی "در آن ها می شود .(لوئیس،1385 ،54)

مدیر موفق هر دانش آموز را یک رهبر می داند

در کلاس های ژاپنی ، رهبر شدن یک حق ویژه نیست که نصیب اندکی از افراد خوش رفتار شود ، بلکه یک مسئولیت با قاعده ای است که شامل  همه ی افراد می شود . در  کلیه ی کلاس های مدارس ژاپن ، مبصر های چرخشی روزانه ای دارند که در کار رهبری و اداره کلاس با معلم ها ، شراکت دارند . همه ی دانش آموزان به نوبه ی خود یک رهبر در کلاس می شوند البته نه به خاطر رفتار خودشان ، بلکه از آن رو که عضو کلاس هستند . کار های ویژه مبصر ها از کلاسی به کلاس دیگر متفاوت است ، اما البته آن ها  معمولا  دارای همان  نقش  رسمی  رهبری هستند . مبصر ها که معمولا یک دختر و یک پسر  هستند به کمک یکدیگر و قبل از آمدن  معلم  به  کلاس ، و نیز پیش از شروع  هر درس ، هم کلاسی های خود را آرام می کنند ، به علاوه ، آن ها غالبا جلسات را اداره کرده ، به ارزیابی رفتار شاگردان  هم می پردازند و در رفع مشکلات و مشاجراتی که معمولا پیش می آید ، کلاس را سامان می دهند . در نظام آموزشی ژاپن سعی بر آن است  که بچه  ها  را خود گردان - خود انضباط بار آورند ، تحت این نظام بچه ها تجربه فرماندهی را نسبت به کل هم کاسی هایشان در خود افزایش می دهند . در این برنامه حتی بچه هایی هم که به طور معمول ، شانس رهبر شدن را نداشته اند ، چنین امکاناتی را پیدا خواهند کرد . در این میان آن دسته از دانش آموزانی هم که دارای کمترین توانایی برای اداره ی دیگران در روابط روزانه خود هستند ، غالبا در  دوره ای که رهبرمی شوند ، با دقت فراوانی کار ها را انجام می دهند . در مقایسه با مدارس حاضر کشور خود باید گفت هنوز  بچه هایی که از نظر جسمانی قویتر هستند توسط مدیران و معلمان و مربیان ارجح تر هستند و انتخاب می شوند .

 

 

شوق یادگیری

 

در  ساختار  یادگیری در آموزش و  پرورش ژاپن  چند  خصیصه  وجود دارد  که  مهم است :

 1- مشارکت تمامی بچه ها که تا حد قابل توجهی ، موتور حرکت تعلیم و تربیت ژاپن است . درس ها به گونه ای طراحی شده که بچه ها را از نظر عاطفی  و  فکری  درگیر  می کند و موجب بروز احساسات و عواطف آن ها می شود .

2- آن  که یادگیری جمعی است ، به عبارتی در یک کوشش مشترک ، دانش آموزان به حرف های یکدیگر گوش می کنند و ضمن آموزش به هم ، هوای یکدیگر را دارند .

3-آن که مقوله یادگیری به فرایند خود و نیز آن چه به دست می آید ، اصرار دارد همدلی ، استقامت ،  تفکر ، و به موازات  آن ، کسب مهارت در مو ضوعات درسی ، با دقت و قدرت ، ارزش گذاری شده است .

4- آن که یادگیری یک عمل فکری است که در شخص ،تولید اندیشه می کند و او را به تفکر وا می دارد ،شاگردان از خود می پرسند :"آیا در این درس نکته ای وجود دارد که فکرم را تغییر دهد ؟"،" چگونه می توان بار بعد ،به نحوی دیگر ،این کار را انجام داد؟"،" امروز چیزی یاد گرفتم ؟" و...

همانطور که در نظام آموزشی ژاپن به نقش محوری کودک توجه می شود در برخی نظامهای آموزشی موفق چون آلمان به شاگردان به عنوان منابع دانش و اطلاعات می نگرند .مدیر و معلم ،بیشتر در نقش راهنمایی مطلع و آگاه هستند و از این که در توزیع اطلاعات و نیز تعیین کننده درستی یا نادرستی پاسخ های بچه ها پیشقدم باشند اجتناب می کنند .مدیر و معلم در نقش خود وقت بچه ها را با سخنرانی های طولانی نمی گیرند ،بلکه سعی دارند بچه ها را در گفتگوهای سازنده درگیر کنند .در این میان ،بچه ها آن طور که غربی ها می گویند ، منفصل و بی اراده نیستند بلکه در جریان یادگیری ،مشارکتی فعال دارند  (وایت،1388 ،96 )

 

نظارت مدیران بر فرایند کار در جریان یادگیری

 

باید گفت هدف ،تنها کسب پاسخ صحیح نیست ،بلکه دستیابی به این احساس است که در جریان یادگیری ،عوامل معینی شانه به شانه و با صمیمیت ،دل مشغول آموزش آن شخص هستند حال ابن تلاشها به نتیجه ی دلخواه برسد یا نرسد .بسیاری از پژوهشگران ،به تاکید ژاپنی ها بر چگونگی جریان کار تا حصول نتیجه آن ، به ویژه در یادگیری هنرهای سنتی ژاپن ، اذعان دارند .رابرت هس و هیروشی آزوما از پژوهشگران  این مقوله ، روش آموزش آمریکاییها را "سطحی و تند " و روش ژاپنی ها را " محققانه و کند"  تو صیف  کرده اند . در کلاسهای آمریکایی ،جریان کار روشن و سریع است همراه با اختلافات ساده ولی در کلاسهای ژاپنی ،اغلب سخت و چسبنده جلو می رود و در گردش کار آن ،وقت گذاشتن روی یک عنوان و نگاه کردن به آن از زوایای مختلف در حد و مرزهای ادراک حاضران کم و بیش وجود دارد .در پژوهش هایی که ماتسودا (2005) ،وایت (1982 )،لوئیس(1985)،بختیاری(1387)انجام داده اند دستاوردهای علمی-نظام آموزشی ژاپن به قرار زیر آمده است:

-مهارتها به عنوان بخشی از فعالیتهای ذوقی و یک سرگرمی معنادار و نه یک هدف غایی،باید مورد آموزش و یادگیری قرار گیرد .-این که درس ها ،آراء و عواطف شخص بچه ها را از ذهنشان بیرون می کشد و به آن ها کمک می کند تا در مورد آن ها بیندیشند .-آموزگاران به سختی تلاش می کنند تا اجتماعی از نوآموزان را به وجود آورند تا با نظر حمایت نسبت به افکار و احساسات یکدیگر نگاه کنند .-آموزگاران بر جریان یادگیری و نتیجه ی آن تاکید دارند . (تاکید بر فرایند یادگیری نه نتیجه) . - در بحث و جدل های صمیمانه ، پا فشاری و حل متفکرانه  مسایل ، به عنوان  اهداف  مهم آموزشی  بچه ها در نظر  گرفته    می شود .-تفکر و اندیشه ،بنیان آموزش های کلاسی بچه هاست .

 

برآوردن نیازهای بچه ها ،کلید موفقیت آموزشی

 

در تحقیقات و نظریه های آمریکایی ها آمده است که اگر مدارس ،نیازهای دانش آموزان را برآورده کنند بچه ها نیز به مدرسه اهمیت خواهند داد به نظر می رسد که سه نیاز  اساسی روانشناختی بچه ها  که عبارت از  تعلق خاطر ، حس استقلال و آزادی عمل و در نهایت  ، احساس شایستگی و کفایت است ، در پیوستگی و حضور بچه ها در مدرسه ، اهمیت خا صی پیدا می کند .الف) تعلق خاطر که به نیاز کودک به داشتن روابط نزدیک و حمایتگرانه اشاره دارد ، بر اساس نظریه های تکامل انسان در غرب و نیز در ژاپن ، برقراری چنین روابطی برای توسعه مناسب اجتماعی  و روحی دانش آموزان ضروری است . مدارس ژاپن به شیوه های گوناگون  این  روابط را  تقویت می کنند . آن ها  کوشش  فراوان دارند  تا  گروههای  شبه خانواده ،بیافرینند محیطی که در آن بچه ها به راحتی بتوانند با یکدیگر گفت و شنود داشته  باشند .ب)حس استقلال و آزادی عمل که به نیاز دانش آموز به داشتن نوعی احساس کنترل بر محیط اطرافش و نیز آزاد بودن از محدودیت های مستبدانه و غیر ضروری توجه دارد .ج) کفایت و شایستگی که به نیاز دانش آموز به دنبال کردن فعالیت هایی که خودش مفید و ارزنده تشخیص می دهد ،اشاره دارد .در مطالعات وسیع آمده که بچه ها دانشمندان کوچکی هستند که مدام در تلاشند تا جهان انسانی و فیزیکی پیرامون خود را توصیف کنند .در این میان اگر مدرسه در این شناخت و درک محیط، به یاریشان بشتابد به آن اهمیت خواهند داد و توجه خواهند کرد .

 

عوامل موفقیت در آموزش و پرورش ژاپن

 

باید گفت ویژگیهای آموزشی در مدارس ژاپن از اصلی ترین عوامل موفقیت آموزش این کشور است که در چندین محور تعریف می شود :

1.توجه به همه بچه ها 2 .ایجاد یک جامعه حمایتگر در کلاس 3. روشهای انضباطی که موجب تعهد شخصی در برابر ضوابط و ارزش ها می شود 4.تاکید بر ارزش ها 5. اداره ی کلاس و رفع مشکلات  با اندیشه کردن و بحث و گفتگو 6. یادگیری های مرطوب و با روح  7.تفکر و اندیشیدن 8. تاکید بر کار گروهی 9. توجه به تفاوتهای فردی 10. ایجاد شوق یادگیری 11. همکاری همه اعضاء مدرسه در کارهای کلاس و مدرسه 12. پرورش حس اعتماد به نفس 13.تاکید بر کار عملی 14. آموزش مهارتهای زندگی (در عمل ) 15. آموزش همراه با بازی و شادی 16. شکوفایی و خلاقیت 17. همکاری در نظافت مدرسه 18. معلم در نقش راهنما 19. در ژاپن کلاس به گروههای کوچک تقسیم می شود 20. همکاری بسیار نزدیک خانواده .با مدیرییت صحصح و کارآمد می توان به موارد فوق به آسانی دسترسی پیدا کرد .(لوئیس،1387، 97)

 

ایجاد تحرک و جوش و خروش در دانش آموزان

توجه فراوان مدیران و آموزگاران زاپنی به انرژی جسمانی بچه ها با نشاط و سرزندگی انها مورد تایید است مدیران ژاپنی عقیده دارند که شور و نشاط و حضور با هیجان بچه ها ،ارتباط آنها را با گروه تبیین می کند .آموزگاران به شدت نگران آن دسته از بچه هایی هستند که با همه وجود خود ،در فعالیتهای گروهی ،شرکت نمی کنند .از نظر ایشان ،تحرک بچه ها و جوش و خروش های مهار نشده آنها ،ابزاری است برای خود فرمانی و نظم پذیری ایشان .به همین سبب ،هر چه بچه ها بیشتر آزاد باشند ،به میزان بیشتری هم باید بر خود نظارت کنند که این امر ،همان بازگشت به نظم و ترتیب است شاید در مقایسه با مدارس ایران بتوان گفت در مدارس ما دانش آموزان کنترل می شوند و نمی توانند آزادانه تحرک داشته باشند و پایبند به قید و بندهایی هستند که از طرف معلمان و مربیان اعمال می شود                     

(سرکار آرانی،1381،61 )  

نتیجه :

دلمشغولی و تلاش ژاپنی ها برای ارتقای شخصیت و روحیه خود ، نزدیک است که به یک مذهب ملی تبدیل شود .(توماس روهلن)هدف از این تحقیق توسعه همه جانبه شخصیت و پرورش ذهنی و جسمی دانش آموزان است تا بتوانند افرادی سالم که به عدالت و حقیقت عشق می ورزند و به حقوق افراد احترام می گذارند و برای کار ارزش قائلند و احساسی عمیق نسبت به مسئولیتهای خود دارند داشته باشند .هر چند ما باید چیزهای بسیاری را از ژاپنی ها درباره تعهد و تلاش بیاموزیم اما تا کنون بعضی از ورزشکاران و موسیقیدانان ما در سطح جدیت ژاپنی ها ظاهر شده اند بنابر این ما هم می توانیم چنین باشیم حتی اگر جامعه ی ما برای تحمل کردن شرایط سخت به خودی خود ارزش قائل نباشد .ما باید مدارس را به مکان هایی تبدیل نماییم که در آنها شاگردان و معلمان و مدیران بدانند جامعه ی ما حقیقتا چه چیزی را با اهمیت، سازنده و انگیزه بخش تلقی می کند در این صورت همه بهره خواهند برد .  اگر ما بخواهیم چیزی را از ژاپن وام بگیریم توجهی است که آنها به اولویت فرهنگی برتر خودشان دارند که آن هم بهبود زندگی کودکان است .اگر ما چنین اولویتی نداریم پس مسئولیت فرهنگی و خانوادگی ما آن است که چنین اولویتی ایجاد کنیم .

 

منابع:

 

1.آقازاده،احمد(1387).آموزش و پرورش تطبیقی.تهران:نشر سمت

2.بختیاری،ابوالفضل(1388).جستاری به فرهنگ آموزش و پرورش ژاپن قابل دسترسی در وبلاگ

a.bakhtiari.blogfa.com

3.جیمزاستیگلر.جیمزهیبرت(1383).شکاف آموزشی(بهترین ایده ها از معلمان جهان برای بهبود آموزش در کلاس درس ).ترجمه محمدرضاسرکارآرانی و علیرضامقدم.تهران:نشرمدرسه

4.دوای،تا که او. لوئیس،کاترین .ماتسودا،یوکی گوسوگاوجی (1388)آموزش به مثابه فرهنگ (بررسی فرهنگ آموزش در ژاپن و آمریکا )ترجمه سرکار آرانی ونائومی شیمیزو.تهران:نشر منادی تربیت

5.سرکارآرانی،محمدرضا(1381)،فرهنگ آموزش در ژاپن ،تهران: نشر روزنگار

6.لوئیس،کاترین(1387)،آموزش قلبها و اندیشه ها:تجارب آموزشی ژاپن. ترجمه خ افشین منش و ش.ایلبگی.تهران:سازوکارچاپ پنجم

7.ماتسوشیتا،کونوسوکه(1377)،مشت آهنین دردستکش مخملی (101ویژگی دیگر مدیریت و رهبری)، ترجمه محمد علی طوسی،تهران:نشر سخن

8.نشری هپژوهشنامه آموزشی،پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش

9.وایت ،مری(1388) ،مطالبات آموزشی در ژاپن:احساس تعهد به کودکان .ترجمه فرهودی زاده.تهران:نشر رسا

www.afarineshdaily.ir.10